دست در پردهاى حرم زده گفتند بار خدايا نصرت كن از اين دو لشگر آن را كه راه يافته و از اين دو جماعت آن را كه گرامىتر است و از اين دو تن آن را كه فاضل ترند و در روز بدر ابو جهل نيز گفت بار خدايا هر كه از ما فاجرتر است و قطع كنندهتر ملاحظه رحم خويشى را و چيزى آورده است بما كه آن را نمىشناسيم فردا بر پيشانى او زن و هلاكش كن و بروايتى ديگر گفت خداوندا هر گروهى كه دوستتر است نزد تو او را يارى ده حق تعالى در باره ايشان آيه فرو فرستاده بر سبيل تهكم فرمود كه .
إِنْ تَسْتَفْتِحُوا
اگر طلب فتح و نصرت كرديد اى كفار قريش
فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ
پس بتحقيق كه آمد بشما فتح يعنى آن دين كه دوستتر است نزد خدا
وَ إِنْ تَنْتَهُوا
و اگر باز ايستيد اى كافران باقى مانده در جنك بدر از كفر و معاداة رسول
فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
پس آن بهتر است مر شما را از قتل اين جهان و عقوبت آن جهان
وَ إِنْ تَعُودُوا
و اگر باز گرديد بمحاربهء مسلمانان
نَعُدْ
باز گرديم بنصرت ايشان
وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً
و دفع نكند از شما جمعيت و اتفاق بشما چيزى را از بليت قتل و اسر و عقوبت آخرت
وَ لَوْ كَثُرَتْ
و اگر بسيار باشند آن جماعت
وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ
و بدرستى كه خدا با مؤمنان نيكوكار است بنصرت و مؤنت و كفار را نصرت ندهد و اگرچه در عدد و جمعيت و سلاح بسيار باشند .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى كسانى كه ايمان آوردهايد
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
فرمان بريد خداى را و فرستادهء او را
وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ
و بر مگرديد و اعراض مكنيد از امر او بجهاد و ساير طاعات يا روى مگردانيد از رسول
وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ
و حال آنكه ميشنويد كه من ميگويم كه او پيغمبر است يا ميشنويد مواعظ و اوامر و نواهى قرآن را .
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا
و مباشيد مانند آنان كه گفتند شنوديم مراد كفارند و منافقان كه ميگفتند كه ما استماع قرآن كرديم
وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ
و حال آنكه ايشان نميشنوند شنيدنى كه بدان نفع گيرند پس گوئيا كه نمىشنوند و يا مراد يهودان بنى قريضه و نظيرند و ترسايان كه ميگفتند آيات خداى را ميشنويم و حال آنكه بسمع قبول استماع آن نميكردند پس در مذمت ايشان ميفرمايد كه .
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ
بدرستى كه بدترين جنبندگان در روى زمين نزديك خدا يعنى بدترين حيوانات در حكم او سبحانه
الصُّمُّ
كرانند از شنوائى حق
الْبُكْمُ
گنگانند از گفتن حق
الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
در نمىيابند حق را يعنى خود را بر اين نميدارند كه تدبر كنند در آن تا مهتدى شوند به حق و بدترين از بهايم آنند كه از خرد