تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آنانرا كه گرويده‌اند و دلير سازيد ايشان را ببسيارى عدد خود و بمحاربه با اعداى ايشان مرويستكه فرشتگان بر صورت آدميان در پيش صف مؤمنان ميرفتند و ميگفتند بشارت باد كه شما غالب شويد و خدا يار شماست مردانه باشيد كه دشمنان‌اند كند و نصرت مر شما راست پس ايملائكه نصرت و بشارت دهيد مؤمنان را كه
سَأُلْقِي
زود در افكنم
فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ
در دلهاى آنان كه كافر شدند ترس و بيم را - در حديث آمده كه مرا بترس اعدا نصرت داده‌اند كه هيبت و ترس من يك ماهه راه برود
فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ
پس بزنيد ايملائكه كافران بر زبر گردانهاى ايشان يعنى بر محل زبر يا به كله سر ايشان زنيد - واحدى از ابن انبارى نقل مىكند كه چون ملائكه بقتال مأمور شدند نميدانستند كه در ضرب قصد كدام عضو بايد كرد حق تعالى فرمود بزنيد بر سرهاى ايشان
وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ
و بزنيد از ايشان
كُلَّ بَنانٍ
همه انگشتان در آيه دليلى صريح است بر آنكه ملائكه روز بدر كارزار كردند با كفار قريش و ايشانرا كشتند و كسى كه مانع اينست خطاب را راجع بمومنان ميدارد و اين خلاف ظاهر است .
ذلِكَ
اين ضرب و قطع
بِأَنَّهُمْ
بسبب آنست كه ايشان
شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
مخالفت كردند خداى را و فرستادهء او را
وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
پس هر كه مخالفت كند با خدا و رسول او
فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
پس بدرستيكه خدا سخت عقوبت است بر مخالفت مخالفان در دنيا بقتل و گرفتارى و در آخرت بعقوبت ابدى و بانواع خوارى .
ذلِكُمْ
اين است امر بعقوبت شما اى مشركان
فَذُوقُوهُ
پس بچشيد آن را عاجلا
وَ أَنَّ لِلْكافِرِينَ عَذابَ النَّارِ
و امر بآنستكه كافران را آجلا عذاب آتش دوزخست عبد اللّه عباس روايت كرده كه مردى از بنى غفار براى من حكايت كرد كه من و پسر عمم روز حرب بدر بر بالاى كوهى شديم منتظر اينكه ظفر كرا باشد تا ما خود را در ميان ايشان افكنيم و غنيمتى بدست آوريم ناگاه ديديم ابرى بر آمده كرد همهء لشگر موافق و مخالف فرو گرفته و در ميان ابر آواز جممهء اسبان مىشنيديم و مسلمانان آن سواران را ميگفتند خير مقدم خير مقدم و آن سواران يكديگر را مى گفتند بكشيد اين مشركانرا پس آواز ضرب ايشان بما ميرسيد و ايشان را نميديديم پسر عمم از هيبت و هول آن سواران بيفتاد و بمرد و من خود را نگاهداشتم اما در من هيچ قوتى نمانده بود و چون ابر فرو نشست كفار قريش كشته شده بودند و از آن سواران كسى پيدا نبود مرويست كه چون خبر فتح و نصرت مسلمانان به مكه رسيد ابو لهب يكى از منهزمان اهل شرك را طلبيد و گفت اى