وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ
و بتحقيق كه آفريديم ما براى دوزخ
كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
بسيارى از ديوان و آدميان مراد آنست كه بسيارى از آدميان و پريان هستند كه ما ايشانرا آفريدهايم و به جهت فرط كفر و عناد عاقبت ايشان منتهى است بدوزخ و ميتواند بود كه مراد ظاهر آيه باشد و معنى آنكه ما بسيارى از جن و انس براى دوزخ آفريدهايم زيرا كه اينموجب آنست كه ايشان قادر نباشند بر اختيار ايمان و طاعت و ترك معصيت بعد از آن اهل كفر و عناد را وصف مىكند ببعد فهم و قلة تفكر بر وجه مبالغه ميفرمايد كه
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها
مر ايشانراست دلهائى كه هيچ در نمىيابند به آن زيرا كه آن را متوجه شناخت نميگردانند و از غايت عناد آيينهء دل را از زنگار غفلت بصيقل تصديق و انابه پاك نميسازند
وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ
و مر ايشان راست چشمها كه به هيچ وجه
لا يُبْصِرُونَ بِها
روى حق نمىبينند به آن و به نظر اعتبار در مخلوقات نمينگرند تا راه به خالق آن برند
وَ لَهُمْ آذانٌ
و مر ايشانراست گوشها كه به هيچ وجه
لا يَسْمَعُونَ بِها
سخن حق به آن نميشنوند زيرا كه به گوش هوش آيات و مواعظ قرآن را استماع نميكنند
أُولئِكَ
آنگروه در آنكه حواس و مشاعر خود را متوجه اسباب معيشت دنيويه گردانيده و مقصور بر لذات فانيه داشتهاند
كَالْأَنْعامِ
مانند چهار پايانند كه هميشه همت ايشان جز خوردن و خواب نيست و اصلا ملتفت بنعيم باقى و لذات دائمى نيستند
بَلْ هُمْ أَضَلُّ
بلكه اين گروه گمراهان گمراهتر از انعامند زيرا كه انعام ادراك چيزى مىكنند كه ممكن است ايشان را ادراك آن از منافع و مضار و جد و جهد ميكنند بر جر منافع و دفع مضار آنچه غايت جهد ايشانست و گمراهان اينچنين نيستند بلكه اكثر ايشان ميدانند كه معاند و و جاحدند پس اقدام مينمايند بر آتش كه مضرت ابدى است و نيز انعام را تكليفى نيست بخلاف اهل ضلال و نيز انعام بزجر زاجر منزجر ميشوند و ارشاد مرشد در طريق اهتداء سلوك ميكنند و اين كفار به جهت فرط عناد مهتدى نميشوند به چيزى از خيرات با آنكه حق تعالى عقول داله بر رشاد و صواب و صارفيه از فساد و ناصواب كرامت فرموده پس چون عقل خود را كار نميفرمايند و بوسيلهء آلات حواس بآيات منتفع نميشوند از بهايم گمراهتر باشند
أُولئِكَ
آن گروه گمراهان كه مذكور شد
هُمُ الْغافِلُونَ
ايشانند غافلان و در غفلت خود كاملان به جهت عدم تدبر و تفكر ايشان در آيات ظاهره كه مكلفند به آن بخلاف بهائم كه مسخر فرمانند و آنچه بر ايشانست بجا مىآورند و بعد از ذكر عناد كفار مذمت و ملامت ايشان بر تدبر نكردن در حجج هاديه ترغيب مؤمنان مينمايد بتوجه