تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
خود را در اختيار دنيا و رضاى قوم و اعراض از مقتضاى آيات و رضاى ما
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ
پس صفت او در خست و دنائت مرتبه مانند صفت سگى است در خسيس ترين حالات او و اينست كه
إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ
اگر حمله كنى بر او و برانى او را
يَلْهَثْ
زبان از دهان بيرون افكند
أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
يا اگر بگذارى او را و نرانى همان زبان از دهان بيرون افكند يعنى همچنانكه راندن سك و ناراندن او يكسان است و در هيچ حال صفت قبيح خود را ترك نميكند بلعم سگ صفت نيز همين حال داشته كه به هيچ وجه از دنائت و خساست خود برنگشت چه اول او را در خواب نمودند كه بنى اسرائيل را دعاى بد مكن منزجر نشد و در وقتى كه متوجه لشكر موسى عليه السّلام بود تا بر ايشان دعاى بد كند درازگوش وى باوى بسخن در آمد كه از اين راى بازگرد و از سر اينعمل در گذر هم تنبيه نگشت و يا اميه هر چند آيات واضحه را در باره رسول خدا ميخواند به آن متنبه نميگشت و ديدن و ناديدن آن نزد آن على السويه بود همچنانكه سگ در حالتى كه در گرسنگى و سيرى و رنج و راحت مساويست در زبان بيرون كردن
ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ
اين مثل كه گفته شد مثل آنگروه است كه از روى جحود و استكبار
كَذَّبُوا بِآياتِنا
دروغ ميشمردند آيتهاى ما را كه قرآنست و اين گروه كفار مكه‌اند و گويند كه تكذيب آيات تورية ميكردند در كتمان نعت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد
فَاقْصُصِ الْقَصَصَ
پس بخوان بر ايشان اين قصه‌ها را كه مذكور شده از جملهء آن قصهء اينكس است كه منسلخ شد از آيات چه قصه انسلاخ او از آيات ما مناسبتى دارد با تكذيب ايشان مر آيات ما را
لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
تا شايد كه ايشان متفكر شوند و فكر ايشان متأدى شود كه پند پذير شوند .
ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
بد است مثل گروهى كه تكذيب كردند آيات ما را بعد از علم ايشان بدان و قيام حجت بر ايشان
وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ
و بر نفسهاى خود بودند كه ستم كردند .
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي
هر كه را راه راست نمايد خدا بوسيله لطف و توفيق خود پس او راه يافته است به راه حق كه اين اسلام است
وَ مَنْ يُضْلِلْ
و هر كرا فرو گذارد خدا در گمراهى و تخليه كند به جهت فرط جحود و عناد او پس از آنكه لطف و تمكين و توفيق داده باشد
فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
پس آنگروه گمراهانند و ايشان زيانكاران در هر دو سراى و يا هر كرا كه خدا حكم بر ضلالت او كند او از خاسران باشد بعد از آن از مال حال كفار خبر ميدهد كه .