تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
آنخدائيكه مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها و بيد قدرت اوست تصرف و تدبر در آن
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ
نيست هيچ معبودى مستحق عبادت مگر او زنده مىكند و ميميراند
فَآمِنُوا بِاللَّهِ
پس ايمان آريد به اين خدا كه صفت او را شنيديد
وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ
و بگرويد بفرستاده او پيغمبر ناخوانده و نانويسنده
الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ
آن پيغمبرى كه ايمان دارد بوحدانيت خدا
وَ كَلِماتِهِ
و بسخنان فرستاده او يعنى به آنچه نازل شده بود بر او بر ساير رسل و كتب و وحى
وَ اتَّبِعُوهُ
و پيروى كنيد اين پيغمبر را و فرمان بردارى نمائيد
لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
باشد كه شما راه راست يابيد باز سر رشتهء كلام را بقصه بنى اسرائيل كشيده ميفرمايد كه .
وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ
و از قوم موسى گروهى هستند كه ايشان راه مينمايند خلق را به كلمه حق
وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
و به حق راستى عدل ميكنند در ميان خلق مراد به اين جماعتىاند از اهل زمان موسى كه ثابت و راسخ بودند در ايمان و قايم به حق مراد مؤمنان اهل كتابند چون عبد اللّه بن سلام و اصحاب او و اشهر آنست كه بعد از وفات حضرت موسى و فوت خليفه او يوشع هرج و مرج در ميان بنى اسرائيل پديد آمد و بكفر و قتل انبياء و انواع معاصى اشتغال نمودند گروهى از ايشان بنياز تمام از ملك علام در خواستند تا ميان ايشان و ساير قوم جدائى افكند حق تعالى راهى در زمين گشاده گردانيد و ايشان بدانراه در آمده تا يك سال و نيم بما وراى چين رسيدند و آنجا منزل ها ساخته ساكن شدند و پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در شب معراج ايشانرا ديد و سورهء از قرآن بر ايشان خواند ايشان بوى ايمان آوردند و حالا ذريهء ايشان آنجا مسلمانند و به قبله ما نماز ميكنند و زكات مال ميدهند و نماز جمعه بپاى ميدارند و هيچ تكليفى بديشان نرسيده و اين آيه در صفت ايشان است و از امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه اين قوم در پس زمين چين‌اند و ميان اهل چين و ايشان وادىئيست از ريك تا دعوت پيغمبر ما بديشان رسيده هيچ تغيير آن نكردند و هيچكدام را نزد صاحب خود مال نيست به جهت غناى ايشان و در شب باران بر ايشان ريزان مىشود و در روز آفتاب بر زمينهاى ايشان ميتابد و زراعت ايشان بر وجهى نمو مىكند و محصول ميدهد كه در هيچ بقعهء از دنيا چنان نميشود مروى است كه ذو القرنين ايشانرا ديد و بعد از آن حق تعالى از اخبار قوم موسى عليه السّلام ميفرمايد .
وَ قَطَّعْناهُمُ
و متفرق گردانيم ايشانرا
اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً
به دوازده سبطى بعد از سبطى و سبط ولد ولد گويند و اينجا مراد فرزندان پيغمبر و فرزندان يعقوبند
أُمَماً
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 152 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى