تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
را كه صفت آن رسول اينست كه
النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ
پيغمبر نانويسنده و ناخواننده و در اين وصف تنبيه است بر اينكه كمال علم او با وجود اين صفت يكى از معجزات اوست بيت
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
و از أبي جعفر عليه السّلام نقل است كه امى بمعنى منسوب بام قرى است كه مكه است يعنى پيغمبرى كه در مكه مباركه باشد و متولد شده
الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ
آنچنان پيغمبرى كه مييابند اسم او را نوشته نزد ايشان
فِي التَّوْراةِ
در تورات آنجا كه ميگويد « احمد الضحوك القتال يركب البعير و يلبس الشملة » تا آخر يعنى پيغمبرى كه نام او احمد است خندان و تبسم كنان باشد و قتال كننده با اهل طغيان و عدوان بر شتر سوارى كند و شمله پوشد و « سيلد اثنى عشر عظيما و اوحزه لأمة عظيمة » زود باشد كه دوازده بزرگ از نسل او متولد شود و تاخير زمان كرده‌ام براى امت عظيم الشان او
وَ الْإِنْجِيلِ
و در انجيل آنجا كه از قول عيسى خبر ميدهد كه انى ذاهب الى ربى و ساتيكم الغار غليظا يعنى عيسى گفت كه من برحمت پروردگار خود روم و زود باشد كه غار غليظ بيايد بشما و شما را بدين اسلام دعوت كند
يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ
و اين رسول مى فرمايد كه پيروى مىكند به نيكوئى كه توحيد است و توابع آن از اوامر
وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ
و باز ميدارد ايشانرا ناشايست كه شرك است و لوازم آن
وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ
و حلال ميگرداند از براى ايشان مطعومات پاكيزه را كه اهل جاهليت حرام كرده بودند چون بحيره و سائبه و غير آن
وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ
و حرام ميسازد حورشهاى پليد را چون مردار و خون و گوشت خوك
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ
و فرو مينهد و تخفيف مىكند از ايشان بار گران ايشان را يعنى سبك ميگرداند آن را براى امت تكاليف شاقه را و گويند مراد آنست كه در شريعت موسى بر بنى اسرائيل الزام كرده بودند چون قطع عضوى كه گناه از آن صادر شده باشد و قطع آنمقدار جامه كه نجاست بدان رسيده و پنجاه ركعت در شبانه روزى گذاردن و نصف سال روزه داشتن
وَ الْأَغْلالَ
و ديگر سبك ميگرداند و برميدارد از ايشان غلها و بندها را
الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
كه بود بديشان در زمان موسى مانند تعيين قصاص در عدد خطا و قطع اعضاء خاطئه و غير آن از عهود يا مشقت كه حق تعالى در ذمه ايشان كرده بود كه به آن وفا كنند مانند غلها كه در گردنها باشد
فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ
پس آنان كه