آنها كه دعاى بد كنند در حق نامستحق يا در دعا فرياد كنند تا برياء آميخته شود يا چيزى از خدا طلبند كه لايق آن نباشند مانند رتبهء انبياء و بالا رفتن بر سماوات اعلى از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است كه فرمود زود باشد كه قومى پيدا شوند كه در دعا زياده از فوق رتبهء خود طلبند همين قدر كافى است كه بنده در دعا گويد كه بار خدايا از تو بهشت مىطلبم و آنچه مرا نزديك گرداند برحمت تو از گفتار و كردار و بعد از آن اين آيه را فرمود كه
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
و در خبر است كه در ميان دعاى سر و علانيه هفتاد صفت است و در زمان حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اصحاب بسر عبادت ميكردند و در عدم اظهار آن جد و جهد تمام كردندى و آواز ايشانرا غير از ايشان نشنيدى و پيوسته راز ايشان ميان ايشان و خدا بودى و از مضمون ادعوا ربّكم تضرعا و خفية در نگذشتندى گويند تضرع بمعنى رفع صوت است يعنى خداى را بخوانيد در آشكارا و نهان .
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها
و فساد مكنيد در زمين بكفر و انواع معاصى و عدوان پس از صلاح آوردن آن بايمان و عدل و تقوى
وَ ادْعُوهُ خَوْفاً
و بخوانيد خداى را در حالتى كه ترسندگان باشيد از عذاب او
وَ طَمَعاً
و اميدوار رحمت او
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
بدرستيكه رحمت خدا نزديك است به نيكو كاران در عمل چون عابدان يا در امل چون عاصيان كه اميدوارند بمغفرت او چه عابد و عاصى چشم برحمت بيغايت و فضل بىنهايت او دارند يكى از زاهدان در مناجات خود گفته كه بار خدايا اگر وفاداران به تو اميدوارند جفاكاران نيز به غير از تو پناهى ندارند و نيز در كمال قدرت خود ميفرمايد .
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ
و اوست كه ميفرستد بادهاى چهارگانه را از صبا و دبور و جنوب و شمال
بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
در حالتى كه مژده دهندهاند پيش از نزول رحمت او به زمين كه بارانست مروى است كه در عهد عمر عليه اللعنة و العذاب بعضى از صحابه مردى را گرفته بودند كه بكشند حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه پرسيدند كه چه گناه كرده است گفتند كلمهء كفر گفته و بر آن اصرار مىكند و از آن توبه نميكند فرمود چيست گفتند كه ميگويد بر ناديده گواهى مىدهم و فتنه را دوست ميدارم و از رحمت ميگريزم حضرت فرمود كه من نيز اين را ميگويم چه اين عين آياتست و طاعت گفتند چگونه يا امير المؤمنين فرمود اما اينكه ميگويد بر ناديده گواهى مىدهم بر هستى خدا گواهى ميدهد خدا را نتوان ديد و اينكه گفت فتنه را دوست ميدارم مراد مال و فرزند است بقوله انما اموالكم و اولادكم فتنه و اينكه