تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
چون عذاب از ايشان برداشتيم ايشان در حال عقيب كشف عذاب ؛ عهد را بشكستند و از آنچه گفته بودند برگشتند ، و فرعون آواز داد در ميان قوم خود گفت : اى قوم نه ملك مصر مراست و اين جويها و آن چهار جوى بود كه معظم آب نيل آنجا رفتى نهر الملك و نهر طولون و نهر دمياط و نهر تنّيس
[ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي ]
از زير من ميرود گفتند كه : چنان ساخته بودند كه اين چهار جوى از زير كوشك او رفتندى عطا گفت : [ من تحت يدى ] يعنى از دست تصرّف من و بفرمان من ميرود اكنون نيك بنگريد تا من بهترم يا اين مرد ؟ ! كه او خوار و ذليل است و نميتواند كه : سخن را آشكارا و هويدا گرداند از عقدهء كه بر زبان اوست
[ فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ ]
چرا بر وى نينداختند دستينهء از زر اگر او پيغامبر است و راستگوى مجاهد گفت كه : اين براى آن گفت كه : عادت ايشان آن بود كه چون كسى را سيّد و پيشواى خود كردندى او را دست‌ورنجنى « 1 » زرّين در دست كردندى و طوقى زرّين در گردن تا آن علامت سيادت و رياست او بودى يا چرا فريشتگان با وى بيكجا نمىآيند تا براى او گواهى دهند آنگه بيان كرد كه : سبب ملكت و پادشاهى فرعون آن بود كه او قوم خود را سبكسار و كم عقل يافت ايشان را بچيزها فرمود ايشان طاعت وى داشتند و وجهى ديگر آنست كه او قوم خود را بر خفّت حمل كرد ايشان طاعتش داشتند و ايشان گروهى فاسقان بودند و بىعقل و بىدين .

[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 55 تا 60 ]

فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ ( 55 ) فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرِينَ ( 56 ) وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ( 57 ) وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاَّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ( 58 ) إِنْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنِي إِسْرائِيلَ ( 59 ) وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ( 60 ) پس آنگه ما را بخشم آوردند ، و خشم خداى ارادهء عقاب باشد بمستحقّ ؛ ما انتقام كشيديم ازيشان و همه را غرق كرديم اندر دريا
[ فَجَعَلْناهُمْ ]
پس كرديم ما ايشان
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « دست‌ورنجن بر وزن و معنى دست برنجن است كه دستينهء طلا و نقرهء زنان باشد » و نيز گفته : « دستينه بر وزن چرمينه حلقهء طلا و نقره كه زنان بر دست كنند . »
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 50 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)