و گردن يكديگر بشمشير ميزنيد بخداى كه اگر چنين كنيد مرا در ميان لشكرى يابيد كه با شما حرب كنند آنگه باز پس نگاه كرد علىّ بن ابى طالب را ديد گفت :
يا على را ؛ يا على را ؛ سه بار باز گفت جابر گفت : در حال ما ديديم كه اثر وحى بر وى ظاهر گشت و خداى تعالى اين آيت فرستاد
[ فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ]
بعلىّ بن ابى طالب
[ أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ ]
يا به تو نمائيم آنچه ايشان را وعده دادهايم از عذاب در دنيا ما بر ايشان قادريم و توانائيم بر آن وجه كه خواهيم عذاب توانيم كردن اگر معجّل باشد و اگر مؤجّل از قبضهء قدرت ما بيرون نيستند
[ فَاسْتَمْسِكْ ]
پس تو چنگ در زن به آن كه به تو وحى كرده باشد و ملازم آن باش و بر آن عمل كن كه تو بر راه راستى
[ وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ ]
و اين قرآن ذكريست و شرفى مر ترا و قوم ترا و تذكيرى و تنبيهى است و زود بود كه بپرسند شما را روز قيامت كه بحقّ او قيام كردهايد يا نه ؟
و مرين نعمت را شكر گفتهايد يا نه ؟ عبد اللّه عباس گفت : هر وقت كه رسول گفتى كه :
مرا بر شما دست خواهد بودن ؟ ايشان گفتندى : ملك از پس تو كه را خواهد بودن ؟ - او جواب ندادى ، چون اين آيت آمد گفت : از پس من قريش را خواهد بود ، و در حديثى ديگر گفت : مادام تا در حكم عادل باشند و برعيّت رحيم باشند و بعهد وفا كنند ؛ و هر كه نه چنين كند لعنت خداى و فريشتگان و لعنت مردمان برو باد .
[ وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا ]
خلاف كردهاند كه اين مسئولان كيستند ؟ مقاتلان گفتند : مؤمنان اهل كتابند و قرائت عبد اللّه مسعود است [ و سل الّذين ارسلنا اليهم قبلك رسلنا ] بپرس آنان را كه بايشان فرستاديم رسولان را پيش از تو يعنى جهودان و ترسايان عهد تو و مثله : فاسئل الّذين يقرؤن الكتاب من قبلك ، زهرى گفت : اين آيت به آسمان « 1 » نازل گشت چون رسول را ( ص ) به آسمان بردند در شب معراج نماز كرد و جملهء پيغمبران در قفاى وى نماز كردند خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت بپرس ازين پيغمبران كه ايشان را پيش از تو فرستادم ابو اسحاق احمد بن محمّد الثعلبى امام اصحاب الحديث باسناد از عبد اللّه مسعود روايت كرده است كه : رسول ( ص ) گفت : چون شب معراج مرا به آسمان بردند و پيغامبران را جمع كردند و من با ايشان بنشستم فريشتهء آمد و گفت : خداى تعالى ميگويد : بپرس
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ « در آسمان » .