[ وَ يَحْسَبُونَ ]
و مىپندارند اين كافران كه به راه راستاند
[ حَتَّى إِذا جاءَنا ]
تا آنگه كه آيد بما يعنى بقيامت پيش ما آيد گويد : اى كاشكى ميان من و ميان تو دورى مشرق و مغرب بودى هرگز مرا با تو نزديكى و قربتى نبود كه تو بد قرينى و همسرى بودى مرا .
و گفتهاند : مراد بمشرق تابستان و به مغرب زمستان است و ميان ايشان بعد صد چندان است كه ميان مشرق و مغرب
[ وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ ]
گويند مر اين كافران را كه شيطان يا امامان ضلالت ايشان را گمراه گردانيدند در وقتى كه ايشان پيشوايان خود را گويند و از خداى در خواهند
[ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا ]
خداوندا اينان ما را گمراه گردانيدند عذاب ايشان در زيادت گردان چون اين سخن بگويند ايشان گويند كه : شما را هيچ سود نكند چون ظلم كرديد بر نفس خود و كافر شديد آنكه ايشان با شما در عذاب شريك باشند آنگه تسليهء رسول كرد و گفت : اى محمّد اين جماعت گنگان و كوراناند تو مىخواهى كه كران را بشنوانى و كوران را راه نمائى و آن را كه در ضلالت روشن و گمراهى هويدا بود هدايت كنى ؟ ! اين تو نتوانى كه جبر و قسر به تو تعلّق ندارد و تو بر آن قادر نباشى من قادر باشم و ليكن نكنم كه تكليف اختيارى است نه اجبارى پس تو دل خود خوش دار و خود را مرنجان چون ايشان ايمان نيارند .
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 41 تا 45 ]
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ( 41 ) أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ ( 42 ) فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 43 ) وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ ( 44 ) وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ( 45 )
پس اگر ما ترا با جوار خود بريم و تو انتقام خود ازين كافران نكشيده باشى و داد خود از ايشان نستده ما بنيابت تو كينهء تو از ايشان باز خواهيم و گفتند كه : اگر ما ترا از مكّه ببريم و تو از قريش انتقام نكشيده باشى ما اين انتقام روز بدر بكشيم و در تفسير اهل البيت است كه : فانّا منتقمون منهم بعليّ اگر ترا ببريم بعليّ بن ابى طالب انتقام بخواهيم از جابر روايت است : كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حجّة الوداع بمنى گفت ميابام شما را كافر پس از خود يعنى نبايد كه پس از من بر گرديد و كافر شويد