تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 24 تا 28 ]

قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ ( 24 ) فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( 25 ) وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ( 26 ) إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ( 27 ) وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 28 ) بگو اى محمّد كه : آيا « 1 » اگرچه آورده باشم بشما دينى كه راه نماينده‌تر و راست و نيكوتر باشد از آنچه پدران را بر آن يافته‌ايد هم متابعت پدران كنيد و دست از اين بداريد ؟ يا بگوى ايشان را كه : اگر من دينى آرم راه نماينده‌تر متابعت خواهيد كرد ؟ ايشان چون اين سخن شنيدند گفتند كه : ما متابعت نكنيم و به آنچه شما را به آن فرستاده‌اند كافر شويم ، ايشان چون پيغامبران خود را اين جواب دادند ما از ايشان انتقام كشيديم و هلاكشان كرديم
[ فَانْظُرْ ]
پس بنگر تا عاقبت و سر انجام اين كافران كه پيغامبران را تكذيب كردند چگونه بود ؟ !
[ وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ ]
چون ابراهيم گفت پدرش را يعنى عمّش را آذر و قومش را : بدرستى كه بيزارم من از آنچه شما آن را مىپرستيد مگر آنخداى كه مرا بيافريد و اين استثنا براى آن كرد كه ممكن بود كه در ميان ايشان كسى بوده باشد خداى پرست تا برائت ويرا شامل نبود قتاده گفت : با آنكه ايشان بت مىپرستيدند ميگفتند : كه اللّه خداى ماست و بخدائى او معترف بودند پس براى اين استثناء كرد و گفت : الّا آن خداى كه مرا بيافريد او مرا زود بود كه راه نمايد و با من الطاف كند زيادت برين كه كرده است و گفتند : كه به راه بهشت راه نمايد
[ وَ جَعَلَها ]
و كرد اين كلمه را يعنى كلمهء توحيد و اخلاص را باقى در ميان عقب خود و فرزندان فرزندان خود تا از پس وى اين كلمه مىگويند و دين و اعتقاد خود اين سازند تا روز قيامت . سدّى گفت :
[ فِي عَقِبِهِ ]
اى فى آل محمّد يعنى تبرّا از هر چه دون خدايست و تولّا بخداى در آل محمّد بماند تا بقيامت ؛ تولّا و تبرّا ملّت ابراهيم است و فرزندان وى . از جعفر صادق عليه السّلام روايت است كه :
[ كَلِمَةً باقِيَةً ]
امامت است در عقب وى
[ لَعَلَّهُمْ ]
تا باشد كه ايشان
هامش
( 1 ) - در چند نسخه : « اى » و هر دو مطابق اصطلاح اين مفسّر ( ره ) بيك معنى است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 43 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)