تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
آن بمقاصد خود ميرسيد و اين براى آن كرد تا شما راه يابيد چون انديشه كنيد بمعرفت آن صانع كه اين صنعتها كرد
[ وَ الَّذِي نَزَّلَ ]
آن خدائى كه بفرستاد از آسمان آبى را به اندازه و مقدار حاجت كه اگر بسيار بودى جهان خراب كردى و اگر اندك بودى كفايت نبودى و كارى بر نيامدى و اين را دليل بر آنست كه او قادرى مختارست آنگه از غايب با اخبار آمد از نفس خود به آنكه گفت :
[ فَأَنْشَرْنا ]
ما زنده كرديم به آن باران بيابان مرده را و زمين بىنبات را همچنين شما را زنده گردانيم و از ميان خاك بيرون آوريم
[ وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ ]
و آن خدائى كه بيافريد انواع و اصناف خلق از حيوان و جماد ؛ از حيوان نر و ماده ؛ و از جماد انواع متقابل چون رطب و يابس ، تر و خشك ، و ترش و شيرين ، و روز و شب ، و تابستان و زمستان و ماه و آفتاب ، و آسمان و زمين ، و بهشت و دوزخ .
[ وَ جَعَلَ لَكُمْ ]
و بيافريد براى شما از كشتيها و چهار پايان آنچه بر نشينيد برو در سفر دريا و بيابان ، آنگه بيان كرد كه : اين چرا كرد ؟ گفت : براى آن تا چون راست شويد بر پشت او قرار گيريد نعمت خداى را ياد كنيد و بگوئيد : منزّه آن خدائى كه اين را مسخّر ما گردانيد تا فرمان ما بر دو طاعت ما داشت كه اگر با ما گذاشتى ما را قوّت و طاقت آن نبودى كه او را مسخّر گردانيم و رام خويش كنيم . اگر گويند كه : لام در
[ لِتَسْتَوُوا ]
غرض را باشد و ركوب انعام مباح است و خداى تعالى مريد مباحات نباشد ؟ . جواب اين گفته‌اند كه : ركوب بعضى واجب باشد و بعضى سنّت ؛ چون براى حجّ و براى زيارت ، و هر چه چنين بود مراد بود . ديگر آنگه گفت :
[ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ ]
چون غرض تذكير نعمت باشد حثّ باشد بر شكر نعمت و اين مراد بود .
[ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا ]
و ما را بازگشت بخداى خود خواهد بود امير المؤمنين عليه السّلام گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون پاى در ركاب نهادى گفتى : الحمد للّه على كلّ نعمة ، سبحان الّذى خلق الأزواج كلّها ، و اين دو آيت بخواندى و سه تكبير بكردى .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 40 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)