[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 15 تا 19 ]
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ( 15 ) أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ( 16 ) وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ( 17 ) أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ( 18 ) وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ ( 19 )
آيت متّصل است بقوله
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ »
يعنى اگر پرسى از ايشان از خالق و آفريدگار ؛ ايشان به او معترف شوند و با اين او را از بندگان جز وى پديد كردند به آنكه گفتند كه : فريشتگان دختران خدايند ؛ و الولد بضعة من والده ، و فرزند پارهء باشد از پدر خود بدرستى كه آدمى كافر نعمتى هويداست
[ أَمِ اتَّخَذَ ]
استفهام است بر سبيل انكار : هى « 1 » خداى تعالى از جملهء آنچه آفريد دختر اختيار كرد ؛ براى خود و شما را برگزيد بپسر ؟ ! يعنى شما را پسر داد و براى خود دختر اختيار كرد ؛ و نزديك شما دختر دشمنترين فرزندى است تا بحدّى كه چون يكى را از ايشان بشارت دهند بدخترى و گويند : ترا دخترى آمده است روى او از دلتنگى سياه گردد و خشم خود فرو خورد براى آنكه خشم نتواند راندن
[ أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا ]
اى « 2 » بخداى حوالت ميكنيد و ميگوئيد كه : فرزند خداى است كسى را كه وى در ميان زيور و حلىّ پرورده مىشود و در زينت نعمت مىبالد يعنى دختران ابو موسى اشعرى گفت كه : روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر منبر بر آمد پارهء زر و پارهء حرير در دست ؛ خطبه كرد آنگه گفت : هذان محرّمان على ذكور أمّتى حلّ « 3 » لإناثها ، اين دو چيز حراماند بر مردان امّت من حلالاند زنان ايشان را ؛ خداى تعالى طعن زد بر كافران به اين حوالت كه كردند گفت : آن را با خداى تعالى حوالت ميكنيد كه در ميان زر و حرير پرورده مىشود و در وقت خصومت و جدل بيان نتواند كرد
[ وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ ]
و كردند و نام نهادند اين مشركان بندگان خداى را كه فرشتگاناند دختران و زنان
[ أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ]
اى « 4 » ايشان حاضر بودند
هامش
( 1 ) - يعنى آيا ؛ زيرا اين مفسر ( ره ) « هى » و « اى » را بجاى « آيا » به كار ميبرد .
( 2 ) - يعنى آيا ؛ زيرا اين مفسر ( ره ) « هى » و « اى » را بجاى « آيا » به كار ميبرد .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « حلالان » .
( 4 ) - يعنى آيا ؛ زيرا اين مفسر ( ره ) « هى » و « اى » را بجاى « آيا » به كار ميبرد .