بآفريدن فرشتگان يعنى ايشان ديدند و حاضر بودند كه خداى تعالى ايشان را مىآفريد تا از مشاهده و معاينه خبر دهند آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت : زود بود كه گواهى ايشان بنويسند و ازيشان بپرسند تا چرا گواهى دادند بر چيزى كه آن را ندانستند .
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 20 تا 23 ]
وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ( 20 ) أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ( 21 ) بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ ( 22 ) وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ( 23 )
مشركان گفتند كه : پرستيدن ما بتان را و فريشتگان را بمشيّت و خواست خداى بود كه اگر خواستى ما ايشان را نپرستيديمى خداى تعالى ايشان را برين اعتقاد و گفتار مذمّت كرد و گفت :
[ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ ]
ايشان را به اين هيچ علمى و دانشى نيست اين سخن كه مىگويند از جهل و نادانى مىگويند ؛ نيستند ايشان مگر دروغزنان .
آيت را دليل است بر آنكه مشركان همه جبرى بودهاند و جبر و كفر با يكديگر است و اين مثل محقّق است كه « مع كفره قدرىّ »
[ أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً ]
يا خود ما ايشان را كتابى دادهايم پيش ازين كتاب و در آنجا نسبت كفر با خود كردهايم ايشان تمسّك به آن ميكنند يعنى هر چيزى كه كسى آن را اثبات كند بايد كه بدليل عقل بود يا بدليل نقل و اين هيچ دو دليل نيست پس دعوى ايشان بىدليل و باطل باشد آنگه بيان كرد كه : از چه وجه گفتند ؛ گفت : اين كافران گفتند كه : ما پدران خود را بر دينى و ملّتى يافتيم بر اثر ايشان مىرويم و با ايشان مهتدى و راه يافتهايم ، باز نمود كه مشركان كفر بتقليد از آباء و اجداد خود گرفتهاند هم مشرك و هم مجبّر و هم مقّلد آنگه دل خوشى داد رسول خود را و گفت : آرى همچنين است و همچنين بوده است ما پيش ازين در هيچ شهرى هيچ پيغمبرى نفرستاديم الّا توانگران آن شهر كه نعمت ايشان را در بطر انداخته بود گفتند كه : ما پدران خود بر ملّتى و دينى يافتيم ما بر اثر ايشان مىرويم و با ايشان اقتدا ميكنيم .