و اگر خداى تعالى روزى را بسط كند و فراخ گرداند بر بندگانش هر آينه ايشان بغى كنند و ستمكار شوند در زمين خبّاب بن الارتّ « 1 » گفت : آيت در ما آمد كه اصحاب صفّهايم چون مالهاى بنى قريظه و بنى النّضير و بنى قينقاع بديديم ما را توانگرى آرزو آمد خداى تعالى اين آيت فرستاد شقيق بن ابراهيم گفت : اگر خداى تعالى بندگان را روزى دادى نه از طريق كسب و ايشان فارغ و پرداخته بودندى طاغى و باغى شدندى و ليكن ايشان را بكسب و طلب معاش مشغول كرده است و اين منّتى است از خداى تعالى بر ايشان و رحمتى .
[ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ]
و ليكن به مقدار حاجت فرو ميفرستد اندك اندك باندازهء ، چنان كه مصلحت و كفايت ايشان در آن باشد و او ببندگان خود بيناست و بمصالح ايشان دانا . انس مالك روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه او گفت :
جبرئيل عليه السّلام از خداى تعالى كلماتى در حكمت و موعظت آورده است و آن اين است كه گفت : هر كه دوستى را از آن من اهانت كند چنانست كه با من بمبارزه بيرون آمده و من بنصرت و يارى دوستان خود شتابندهام ؛ و من براى ايشان خشم گيرم چنان كه شير خشمگين ، و در هيچ كار مرا آن تردّد نباشد كه در قبض روح بندهء مؤمن ؛ او كاره است مرگ را و من كارهام رنج و دلتنگى وى را ، و چارهء نيست او را از مرگ ، و بنده به هيچ - چيز به من تقرّب نكند چنان كه باداى فرايض ؛ و هميشه به من تقرّب كند بنوافل تا آنگه كه او را دوست گيرم ؛ و چون او را دوست گيرم سمع و بصر و دست او باشم و قوّت كنندهء او ، اگر خواهد بدهمش ، و اگر دعا كند اجابتش كنم ، و از بندگان من كسى باشد كه بابى از ابواب عبادت از من خواهد و من در آن بر وى نگشايم چه اگر بگشايم معجب شود و در آن عجب هلاك شود ، و از بندگان من كسى باشد كه او را جز بيمارى بر صلاح ندارد كه اگر او را
هامش
( 1 ) - خبّاب بفتح خاء و تشديد باء موحدّه و الف و باء موحّده در آخر ؛ ابن الارتّ بفتح همزه و راء و تاء مشدّده در آخر ؛ از صحابهء كرام و خيار تابعين امير المؤمنين على عليه السّلام است خزرجى در كتاب خلاصهء تذهيب الكمال تحت عنوان « من اسمه خبّاب بالموحّدتين » گفته ( ص 89 ) : « خبّاب بن الارتّ بن جندلة بن سعد التميمىّ حليف بنى زهرة ابو عبد اللّه له اثنان و ثلاثون حديثا ( تا آنكه گفته ) شهد بدرا و كان أحد من عذّب فى اللّه تعالى ؛ مات بالكوفة منصرفا من صفّين سنة سبع و ثلاثين عن ثلاث و سبعين سنة ، و صلّى عليه علىّ بن أبى طالب » .