و زبان تو نهادى بنسيان قرآن بر سبيل عقوبت چنان كه در آيتى ديگر گفت
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ »
آنگه ابتدا كرد و گفت : خداى تعالى باطل را محو گرداند و ناچيز كند و حق را حق گرداند بسخنان خود يعنى تكذيبى « 1 » كه كردند و بهتانى « 2 » كه بر تو نهادند بباطل در آيت مودّت آن را محو كند و حقّى كه تو بر آنى آن را ثابت گرداند و ترا بر آن « 3 » نصرت كند ، او ميداند و مىشناسد آنچه اين جماعت در دل دارند از انكار و مخالفت ؛ ايشان را جزا دهد بر حسب اعتقاد ايشان . عبد اللّه عبّاس گفت : چون خداى تعالى اين آيت فرستاد و رسول را خبر داد از انكار و تهمت ايشان پشيمان شدند و بيامدند و در دست و پاى رسول افتادند و توبه كردند و ايمان را تازه گردانيدند خداى تعالى اين آيت فرستاد :
[ وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ ]
اوست آن خداى كه توبه پذيرد از بندگانش و عفو كند و در گذرد از گناهها و بديها و ميداند آنچه شما ميكنيد و « توبه » پشيمانى بود بر گناه گذشته و عزم كردن در زمان آينده كه مانند آن نكند براى قبح آن فعل . جابر بن عبد اللّه الانصارى روايت كرد كه اعرابى در مسجد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و دو ركعت نماز بكرد و گفت : اللّهمّ انّى أستغفرك و أتوب اليك ؛ از سر زبان « 4 » ؛ امير المؤمنين على عليه السّلام بشنيد گفت : اى اعرابى سرعت زبان به استغفار توبهء دروغ زنان است ؛ ترا از اين توبه بايد كرد ؛ اعرابى گفت :
يا امير المؤمنين توبه چه باشد ؟ و چگونه بايد كردن ؟ - گفت : بدانكه توبه را شش شرط است .
1 - پشيمانى بر گناه گذشته و عزم بر ترك آن در آينده .
2 - قضا كردن فرايض .
3 - ردّ مظالم با خداوندانش .
4 - جسم را در طاعت گداختن چنان كه در معصيت پرورده باشى .
5 - نفس را تلخى طاعت چشانيدن چنان كه حلاوت معصيت چشانيده باشى .
6 - گريستن از ترس خداى تعالى ببدل خندهء كه زده باشى .
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « تكذيب » .
( 2 ) - در غالب نسخ « بهتان » .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « به آن » .
( 4 ) - يعنى نه از ته دل بلكه بمجرّد زبان و بعبارت ديگر از روى غفلت قلب .