آن حجّت باشد بر حكايت قول ايشان آن را حجّت خواند ؛ و اگر نه چنين بودى داحض و باطل نبودى .
[ اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ ]
خداست آنكه فرو فرستاد كتاب را بحقّ و فرو فرستاد ميزان را كه عدل است و سويّت در كتابهاى منزل
[ بِالْحَقِّ ]
يعنى بغرض صحيح بحسب اقتضاى مصلحت و حكمت . و بعضى گفتند : مراد به [ ميزان ] قرآنست و تكرار براى اختلاف لفظ كرد و قرآن را براى آن ترازو خوانند كه درو راستى و انصاف است ، و گفتهاند كه : مراد ترازوى حقيقى است چنان كه كتاب از آسمان فرستاد ترازو را هم از آسمان فرستاد و كيفيّت چيزى سنجيدن اعلام مردمان كرد
[ وَ ما يُدْرِيكَ ]
و چه شناسا و دانا گردانيد ترا بقيامت و آمدن او ؟ ! شايد او تواند بودن كه آمدن وى نزديك باشد آنان كه بقيامت ايمان ندارند طلب تعجيل قيامت ميكنند از سر سخريّه و افسوس و ميگويند كه : قيامت كى خواهد بودن ؟
[ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ]
و كسانى كه ايمان آوردند خائف و ترساناند از قيامت و ميدانند و يقين مىشناسند كه او حقّ است و آمدن او قطع است و يقين
[ أَلا إِنَّ الَّذِينَ ]
بدرستى و حقيقت آنان كه در قيامت خصومت و جدال ميكنند آمدن او را و حشر و نشر و ثواب و عقاب را انكار ميكنند ايشان در گمراهىاند دور از صواب و هدايت .
[ سوره الشورى ( 42 ) : آيات 19 تا 21 ]
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ( 19 ) مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ ( 20 ) أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 21 )
خداست لطف كننده با بندگان خود و لطف او ببندگان رسانيدن منافع است بايشان بر وجهى كه دقيق باشد بر هر عاقلى ادراك آن ، ابن عبّاس گفت : مهربان است بر بندگان . عكرمه گفت : نيكوكارست بايشان . مقاتل گفت : رحيم است بمؤمن و كافر كه ايشان را روزى ميدهد . بعضى گفتند : لطيف است در روزى دادن ؛ روزى از وجه