تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
احوال و دناءت كسب ايشان چه كار است ؛ مرا با دعوت ايشان كار است و ظاهر عمل ايشان
[ إِنْ حِسابُهُمْ ]
حساب ايشان بر من نيست بر خداى منست اگر شما ميدانيد كه شمار ايشان با خداست ايشان را با خداى گذاريد و من اين مؤمنان را از نزديك خود بنرانم و از پيش خودشان دور بنگردانم براى اين علّت كه شما گفتيد از قلّت ذات اليديا از دناءة المكسب .
[ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ ]
نيستم من الا بيم كنندهء بيان كننده
[ قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ ]
آنگه نوح را تهديد كردند و گفتند كه : ازين كه ميگوئى باز ايست و دست ازو بدار كه اگر باز نايستى ترا سنگسار كنيم و از جملهء سنگسار كردگان باشى و [ رجم ] بمعنى دشنام دادن هم باشد يعنى ترا دشنام دهيم . ابو حمزهء ثمالى گفت : هر كجا كه در قرآن [ رجم ] است بمعنى قتل است الا اين كه در سورهء مريم است
[ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ ]
اگر باز نايستى ترا دشنام دهيم و اين رجم بمعنى شتم است نوح عليه السّلام از ايشان دلتنگ شده پناه با خداى تعالى داد و گفت : خدايا اين قوم مرا بدروغزن ميدارند ؛ ميان من و ايشان حكم كن ، و مرا و كسانى را كه بامنند از مؤمنان ازين قوم برهان و خلاص « 1 » ده
[ فَأَنْجَيْناهُ ]
حق سبحانه و تعالى گفت : او را نجات داديم و آنكسانى را كه با وى در كشتى بودند كه پر بود از حيوانات از هر نوعى و بارهاى گران « 2 » پس هلاك كرديم و غرقه گردانيديم پس از آن آن كافران را كه مانده بودند و با نوح در كشتى ننشسته بودند ، بدرستى كه درين آيتى و دلالتى هست آنان را كه متّعظ شوند و ليكن بيشترين ايشان ايمان نياوردند و مؤمن نبودند و خداى تو اى محمّد عزيز است و رحيم بعزّت غلبه كند و برحمت خود ببخشايد مر آن را كه خواهد .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ « خلاصى » بياء در آخر كلمه ؛ و هر دو در فارسى درست است . ( 2 ) - عبارت ابو الفتوح ( ره ) اينست : « من ايشان را برهانيدم در كشتى مملوّ ؛ من قولهم : شحنت البلد بالخيل ؛ عطا گفت : گرانبار ، بعضى دگر گفتند : ساخته و بجارده » .