گفتند كه : برجهاى كبوتران ؛ و قلعهها و آبدانها و بناها نيز گفتهاند ؛ اين براى آن ميكنيد تا بود كه اين بناها شما را حمايت كنند و شما هميشه خواهيد بودن و از شما مرگ باز دارند
[ وَ إِذا بَطَشْتُمْ ]
و چون فرا گيريد بشمشير يا بتازيانه جبّار وار ميگيريد و ميكشيد و ميزنيد و « جبّار » از آدميان كسى باشد كه از سر غضب كسى را زند و كشد و به عذاب تعجيل كند بىآنكه از عاقبت انديشد
[ فَاتَّقُوا اللَّهَ ]
پس از خداى بترسيد و طاعت من داريد و بترسيد از آن خداى كه با شما نعمتها كرد و شما را مدد و قوّت داد به آنچه ميدانيد و مىشناسيد يعنى مدد فرستاد شما را به چهار پايان و پسران و بوستانهاى بسيار درخت و چشمههاى آب روان ؛ خداى را شكر كنيد و درو كافر مشويد كه من بر شما از عذاب روز بزرگ كه روز قيامت است مىترسم ، ايشان گفتند كه : خود را بسيار زحمت مده در وعظ گفتن ما كه بر ما يكسانست آنكه اگر وعظ گوئى ما را و اگر نگوئى و از جملهء واعظان باشى يا نباشى كه ما بوعظ تو متّعظ نخواهيم شدن و سخن تو قبول نخواهيم كردن . آنگه گفتند :
[ إِنْ هذا ]
نيست اينكه تو ميگوئى از قيامت و بعث و نشور الّا دروغ و افسانهء پيشينيان و سخن فراهم بافتهء ايشان ، يا نيست اين آفرينش ما و بودن و مردن ما الّا عادت و خوى گذشتگان « 1 » از زندگانى و مرگ ؛ پس روزى چند زنده باشيم چنان كه ايشان بودند آنگه بميريم چنان كه بمردند ايشان ؛ امّا آنچه تو دعوى ميكنى پس از مرگ از بعث و نشور و حساب و كتاب آن را اصلى نيست .
[ وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ]
ما را عذاب نخواهند كردن
[ فَكَذَّبُوهُ ]
پس ايشان پيغمبر خود را هود بدروغ داشتند ما ايشان را هلاك كرديم بسبب تكذيب ايشان بحقيقت كه درين آيتى و دلالتى هست كسانى را كه نظر و انديشه كنند و از آنچه ايشان كردند بپرهيزند تا آنچه آنان را
هامش
( 1 ) - اشاره باختلاف قرائت در كلمهء خلق است كه قراء كردهاند ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « گفتند[ إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ]اين گفتار كه تو ميگوئى فرا بافته پيشينگان است و [ ان ] بمعنى ماء نفى است ابو جعفر و ابن كثير و يعقوب و ابو عمرو خواندند[ خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ]بفتح خاء و سكون لام ؛ بيانش : ان هذا الّا اختلاق ، و قوله : أ تخلقون افكا ، و باقى قرّا[ خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ]بضم خاء و لام : اين نيست مگر عادت و خوى پيشينگان از زندگانى و مرگ يعنى پيش از اين زندگانى دنيا نيست و از پس مرگ ؛ امّا بعث و نشور كه دعوى ميكنى و حساب و كتاب آن را اصلى نيست » .