تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
بعضى مفسّران گفتند : بميراث ، قتاده گفت : مسلمانان بهجرت ميراث گرفتندى و چون خداى تعالى اين آيت فرستاد آن حكم منسوخ شد . آيت را دليل است بر آنكه با وجود مادر و دختر هيچكس را از برادران و خواهران ميراث نباشد از آنكه ايشان نزديكترند و آنچه روايت كردند درين باب از قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : انّ ما أبقت الفرائض فلا ولى عصبة ذكر ؛ خبر واحد است . براى او ظاهر قرآن و آيت محكم رها نتوان كرد ، خويشان اوليترند برخى از ايشان ببرخى از مؤمنان بمواخات و از مهاجران بهجرت و مواخات
[ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا ]
مگر كه كنيد با خويشان و دوستان خود نيكوئى از وصيّت و غير آن
[ كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ ]
بود اين در كتاب نوشته يعنى در لوح محفوظ ، و گفتند كه : مراد بكتاب توراة است و بنزديك اصحاب ما آيت بر عموم است يعنى النّبىّ اولى و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض ؛ در ميراث و غير ميراث . به اين آيت استدلال كردند بر امامت امير المؤمنين على عليه السّلام و وجه استدلال چنين گفتند كه : خداى تعالى گفت : النّبىّ اولى بالمؤمنين ؛ يعنى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمؤمنان اوليتر است از آنكه ايشان به خود ، و اولوا الارحام يعنى خويشان او برخى ببرخى اوليترند ، آنگه خويشان او را وصف كرد به دو چيز ؛ بايمان و بهجرت ، پس چون انديشه كرديم اين ولايت اوليتر موقوف آمد بر سه چيز ؛ يكى قرابت ، و يكى ايمان ، و يكى هجرت ، و امّت دعوى امامت در سه كس كردند ؛ در على و ابو بكر و عبّاس ، امّا ابو بكر اگرچه مؤمن بود و مهاجر ؛ قرابت نداشت ، و عبّاس اگرچه ايمان و قرابت داشت مهاجر نبود ؛ طليق بود ، پس بنماند الّا على عليه السّلام « 1 » .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء اين عبارت ( ج 4 ؛ ص 298 ؛ س 24 ) : « كه ايمان و قرابت و هجرت داشت و در خبر است كه چون امير المؤمنين عليه السلام را گفتند : بر ابو بكر بيعت كردند ، گفت : بچه علّت ؟ - گفتند : بعلّت صحبت و مشورت ، گفت : تكون الخلافة بالصحابة و لا تكون بالصّحابة و القرابة ؟ ! گفت : خلافت بصحبت باشد و بقرابت و صحبت نباشد ؟ ! آنگه گفت :فان كنت بالشورى ملكت أمورهم * فكيف بهذا و المشيرون غيّبو ان كنت بالقربى حججت خصيمهم * فغيرك اولى بالنّبىّ و أقرب »
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 305 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)