تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
به اين گنجها و تكبّر مكن كه خداى تعالى متكبّران را دوست ندارد و [ فرح ] بطر و غرور باشد بنعمت و ناكردن شكر وى
[ وَ ابْتَغِ ]
و بجوى در آنكه خداى تعالى ترا داده است از مال و نعمت ؛ سراى آخرت را و ثواب آن را ؛ و بهرهء خود از دنيا فراموش مكن و آنچه ترا كفاف باشد بردار . مجاهد گفت : تقصير مكن در طاعت تا ترا بر دهد در آخرت از امير المؤمنين على عليه السّلام روايتست كه گفت : نصيب خود را فراموش مكن از تندرستى و قوّت و جوانى و نشاط و توانگرى كه بدين آلات طلب آخرت كنى
[ وَ أَحْسِنْ ]
و نيكوئى كن با خلقان چنان كه خداى تعالى با تو نيكوئى كرد ، و طلب فساد مكن در دنيا كه خداى تعالى مفسدان را دوست ندارد .

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 78 تا 79 ]

قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ( 78 ) فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ( 79 ) قارون گفت : اين مال كه مرا دادند بر علمى دادند كه مرا هست و اين علم مرا خداى داد و به اين علم مرا بر شما تفضيل نهاد ، گفتند كه : اين علم علم كيميا بود سعيد بن المسيّب گفت كه : موسى علم كيميا دانست ثلثى از آن بيوشع بن نون آموخت و ثلثى بكالب بن يوقنا « 1 » و ثلثى بقارون ؛ هر يكى در صنعت ناتمام بودند ، قارون ايشان را بفريفت و آن دو ثلث از ايشان بياموخت چون اين صنعت او را تمام شد از آن مالى عظيم حاصل كرد ، بعضى گفتند كه : موسى خواهر خود را بياموخت و خواهرش وى را بياموخت و گفته‌اند كه : مراد به اين [ علم ] علم تجارت و وجوه مكاسب است . و گفته‌اند كه :
[ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي ]
يعنى اين علم و مال كه مرا دادند باستحقاق دادند و بعلمى دادند كه من بدان از ديگران فاضلتر شدم و او عالمترين بنى اسرائيل بود بتوراة ؛ اى قارون ندانست و در علم وى نبود و در توراة نخواند ؟ ! كه خداى تعالى هلاك كرد پيش از وى قومى را كه بقوّت ازو سخت‌تر بودند و بمال بيشتر ، و اين بر سبيل تهديد و وعيد است .
[ وَ لا يُسْئَلُ ]
و نپرسند گناهكاران را يعنى كافران را از گناه ايشان بلكه بىحساب ايشان را بدوزخ برند ، مجاهد گفت :
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ « يوفنا » بفاء و در بعضى نسخ بتشديد نون نيز .