تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
چرا تو اى بار خداى بما رسولى نفرستادى تا متابعت آيات تو كرديمى و از جملهء مؤمنان بوديمى ، اگر نه از بهر اين بودى ما ترا نفرستاديمى بايشان بپيغمبرى ؛ و ليكن ترا فرستاديم تا ايشان را حجّت نماند و عذر منقطع گردد .

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 48 تا 50 ]

فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ ( 48 ) قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 49 ) فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 50 ) پس آنگه كه آمد بايشان حقّ يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بآيات و معجزات
[ قالُوا ]
گفتند ايشان : چرا محمّد را ندادند از معجزات مانند آنكه موسى را دادند از عصا و يد بيضا ، اى « 1 » نه ايشان كافر شدند به آنچه موسى را دادند پيش ازين يعنى توراة و آيات و گفتند كه : اينان دو ساحرند و دو جادو كه پشت با هم نهاده‌اند و يار يكديگر شده يعنى موسى و هارون كلبى گفت : اين مقالت آنگه گفتند كه جماعتى از كفّار قريش بيامدند بمدينه و أحبار جهودان را پرسيدند از حديث محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ ايشان گفتند : نعت و صفت وى در كتاب ما هست ؛ ايشان بيامدند و اهل مكّه را خبر دادند ، اهل مكّه گفتند : ايشان دو جادواند يعنى موسى و محمّد ؛ و ما به همه كافريم از توراة و قرآن و موسى و محمّد .
[ قُلْ فَأْتُوا ]
بگو اى محمّد كه : بياريد شما كه كفّار مكّه‌ايد كتابى از نزديك خداى كه آن كتاب راه - نماينده‌تر باشد از توراة و قرآن ؛ تا من آن را متابعت كنم اگر شما راست ميگوئيد .
[ فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ ]
پس اگر ترا اجابت نكنند و آنچه التماس تست بجاى نيارند بدانكه ايشان متابعت هواى خود ميكنند و كه باشد گمراه‌تر از آنكس كه او متابعت
هامش
( 1 ) - مكرّر در مكرّر گذشت كه اين مفسّر ( ره ) « اى » را بجاى « آيا » به كار ميبرد .