تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و ارحام مادران آواز دادند كه : لبّيك اللّهمّ لبّيك ؛ و اين قول آنان باشد كه ذرّ گويند و آن « 1 » درست نيست . عمرو بن جرير گفت : ندا اين بود كه حق تعالى گفت : اى امّت محمّد من شما را اجابت كردم پيش از آنكه دعا كرديد ، و بدادم شما را پيش از آنكه بخواستيد ، و بيامرزيدم شما را پيش از آنكه استغفار كرديد . از رسول خداى روايتست كه گفت درين آيت كه : حق تعالى نوشتهء نوشت بر برگ مورد « 2 » پيش از آفريدن خلقان به دو هزار سال آنگه بر عرش نهاد پس ندا كرد كه : يا أمّة أحمد انّ رحمتى سبقت غضبى ؛ اى امّت احمد رحمت من سبقت برد بر خشم من ؛ شما را بدادم پيش از آنكه بخواستيد ، و بيامرزيدم پيش از آنكه استغفار كرديد ، هر كس كه با پيش من آيد از شما و گواهى دهد كه جز از من خدائى نيست و محمّد رسول منست ؛ او را ببهشت برم .
[ وَ لكِنْ رَحْمَةً ]
و ليكن ما به تو آموختيم آن اخبار و علوم را تا رحمتى باشد از خداى تو براى آن تا بترسانى و بيم كنى گروهى را كه نيامد بايشان هيچ پيغمبرى از پيش تو در زمان فترت ميان تو و ميان عيسى و آن پانصد و پنجاه سال بود از هيچ پيغمبرى يعنى باهل مكّه تا باشد كه ايشان متذكّر شوند و پند گيرند و انديشه كنند ، و اگر نه آنستى كه مصيبتى و عقوبتى بايشان رسد به آنچه دستهاى ايشان به آن تقديم كرد از گناه « 3 » و بسبب آن پس آنگه ايشان گويند و بحجّت خود كنند كه :
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين درست نيست » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « مورد بضمّ اوّل و سكون ثانى مجهول و ثالث و دال ابجد نام درختى است كه آن را آس ميگويند كه برگش در غايت طراوت و سبزى باشد و در دواها به كار برند و بسبب نهايت سبزى آن را بزلف و گيسوى خوبان نسبت كنند » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 206 ؛ س 23 ) : «[ وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ]و اگر نه آنستى كه اگر ما مصيبتى و عقوبتى بايشان فرستاديمى به آن كفر و معصيت كه كردند و دستهاى ايشان تقديم كرد و فايدهء اضافت فعل با جارحه كه بعضى از جملهء انسان است آنست تا فعل محقّق و مختصّ شود بفاعل چه يكى از ما بجارحهء غيرى فعل نتواند كردن[ فَيَقُولُوا ]آنگه گويند و بحجّت كنند :[ لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا ]اى هلّا أرسلت ؛ چرا پيغامبرى بما نفرستادى تا ما متابعت آيات تو كردمانى و از جملهء مؤمنان بوديمى ، و جواب لولاى اوّل محذوف است از كلام و التقدير : لما عجّلناهم بالعقوبة او لما أرسلناك . اليهم ؛ ما براى ايشان تعجيل عقوبت نكرديمى يا ترا نفرستاديمى و ليكن ترا بفرستاديم لئلّا يكون للنّاس حجّة بعد الرّسل ؛ تا مردمان را براى خداى هيچ حجّت نباشد پس از رسولان خداى .