ما موسى را كتاب داديم يعنى توراة پس از آنكه گروهان پيشين را هلاك كرديم يعنى فرعونيان را ، كتابى كه ايشان را حجّتها و برهانها و بينائيهاى « 1 » دل باشد و هدايتى و رحمتى هر كس را كه بوى ايمان آرد تا باشد كه انديشه كنند و پند گيرند .
آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خطاب كرد بر سبيل تنبيه و تعجّب و گفت : تو بجانب غربى از كوه طور حاضر نبودى چون ما وحى كرديم و خبر داديم او را بأوامر و نواهى و عهد كرديم با وى و تو از جملهء حاضران نبودى آنجا تا معاينه ميديدى و مشاهده ميكردى آنچه آنجا رفت و ليكن ما انشا كرديم و بيافريديم بعد از آنكه وحى كرديم بوى تا زمان تو گروهانى را ؛ و دراز شد بر ايشان عمر منقطع شدن وحى يعنى غايت آن ، و علم مندرس گشت آنگه ترا فرستاديم و قصص پيغمبران ترا حكايت كرديم بوحى و قصّهء موسى با تو باز گفتيم
[ وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ]
و تو مقيم نبودى در ميان اهل مدين كه شعيب است و مؤمنان آنوقت تا آيات ما بر ايشان ميخواندى بر سبيل تعلّم و از ايشان استفادت ميكردى « 2 » و ليكن ما فرستاديم ترا و از جهت وحى ترا اعلام كرديم تا ايشان را خبر دهى .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 46 تا 47 ]
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 46 ) وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 47 )
و تو اى محمّد بجانب كوه طور نبودى چون ما ندا كرديم موسى را در شب مناجات كه : اى موسى كتاب بستان بقوّت و ليكن ما ترا تعليم كرديم و از آن خبر داديم وهب منبّه گفت : ندا اين بود كه چون موسى در مناجات گفت : بار خدايا امّت محمّد را به من نماى گفت : تو ايشان را در نيابى و اگر خواهى ندا كنم ايشان را تا جواب دهند و آواز ايشان بشنوى ؟ - گفت : خواهم ، خداى تعالى ندا كرد و گفت : يا امّت محمّد ، همه از اصلاب پدران
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « بيانهاى » ؛ گويا مصحّف و محرّف [ بينائيهاى ] است .
( 2 ) - ملا فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « و نبودى تو مقيم در ميان اهل مدين يعنى شعيب و مؤمنان آن وقت كه پيوسته به جهت تعلّم بخوانى بر ايشان آيتهاى ما را كه در قصّهء موسى و شعيب نازل شده چنان كه شاگردان بر استادان خوانند يعنى در مدين نبودى كه اين قصّهها را تعلّم و ياد بگيرى » .