مار ، و گفتند كه : معنى اينست كه چون تو دست سفيد از گريبان بيرون آرى بترسى و خوفى در دل تو آيد ديگر باره دست در گريبان كن و در زير بغل آور تا چنان شود كه بود تا خوفت زايل شود ، و بعضى گفتند كه : چون ترا خوفى در دل آيد دست بر دل نه تا خوفت ساكن شود ، و گفتهاند كه : اين كنايت است از آنكه با خود باش « 1 » و خود را ساكن گردان . اصمعى گفت كه : اعرابى را ديدم كه يكى را ميگفت : أعطنى ممّا فى رهبك ؛ گفتم : رهب چه باشد ؟ - گفت : آستين ؛ و اين لغت حمير است ، پس معنى اين باشد كه : اى موسى دست از آستين بيرون كن كه : موسى چون عصا بدست گرفتى دست در آستين كردى
[ فَذانِكَ ]
پس اين هر دو يعنى عصا و ديگر يد بيضا دو معجز است ترا از خداى تو پيش فرعون و قوم او كه ايشان گروهىاند فاسق و كافر از فرمان ما بيرون آينده .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 33 تا 35 ]
قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ ( 33 ) وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ ( 34 ) قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ ( 35 )
موسى را عليه السّلام چون خطاب آمد كه : پيش فرعون و قوم او رو با اين دو معجز و ايشان را دعوت كن ؛ گفت : بار خدايا من ازيشان يكى را كشتهام يعنى قبطى را ميترسم كه مرا بكشند و برادر من هارون كه از من فصيحتر است و زبان آورتر ؛ وى را با من بفرست تا مرا يارى و معينى باشد و براست دارنده ، و مراد بتصديق آنست كه او چون فصيحتر بود با كافران مجادله كند و حجّت انگيزد و دليل و برهان نمايد تا تصديق كند « 2 » بواسطهء وى آنكسى كه از تكذيب وى مىترسد « 3 » چون سبب تصديق وى بود اسناد
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اينجا بسطى داده است هر كه طالب تفصيل باشد به آن جا مراجعه كند .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ يُصَدِّقُنِي ]تا مرا براست بدارد عامّهء قراء بجزم خواندند بر جواب امر مگر حمزه و عاصم كه ايشان مرفوع خواندند به آنكه در جاى حال باشد اى مصّدقا لى ؛ نظير قوله[ وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ ]بجزم و رفع ، و نظير رفع قوله[ أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ ]و اين در جاى صفت باشد اى مائدة كائنة » .
( 3 ) - كذا در نسخ ؛ و الظاهر : « مىترسيد » يعنى حضرت موسى از تكذيب آن مكذّب .