و امانت وى از آنجا شناختم كه در راه ميرفت مرا بازپس داشت تا در اندام من ننگرد .
مانند اين معجز امير المؤمنين على عليه السّلام را بود و آن چنان بود كه : چون وى روى بصفّين نهاد در بعضى منازل فرود آمدند آب نبود ، مردم و چهار پايان سخت تشنه بودند آب طلب كردند نيافتند آنگاه امير المؤمنين على را خبر دادند آن حضرت بر نشست و لشكر پارهء با او برفتند امير المؤمنين على از راه عدول كرد ديرى بديد آمد در ميان بيابان ؛ آنجا رفتند امير المؤمنين گفت : راهب را آواز دهيد ، او را آواز دادند بر كنار دير آمد ، امير المؤمنين گفت : اى راهب بدين نزديكى هيچ آبى هست ؟ - گفت : ازينجا تا آب دو فرسنگ بيش است ، قوم گفتند : يا امير - المؤمنين اگر صواب بينى تا آنجا رويم كه هنوز قوّتى مانده است ، گفت : حاجت نيست آنگه بجانب قبله به جائى اشارت كرد كه : اينجا را بكنيد ، بيل و كلنگ بر گرفتند و زمين را پارهء بكندند سنگى سفيد بزرگ بديد آمد پيرامن آن سنگ باز كردند و خواستند تا آن سنگ بر دارند نتوانستند « 1 » امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : اين سنگ بر سر
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود بعد از نقل معجزه گفته : ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 167 - 168 ) : « و سيّد حميرى اين قصّه در قصيدهء بائيّه كه آن را مذهبه گويند بگفت در چند بيت و هى :« و لقد سرى فيما يسير بليلة * بعد العشاء بكربلا فى موكب »« حتّى أتى متبتّلا فى قائم * ألقى قواعده بقاع مجدب »« باتوا فليس بحيث يلقى عامر * غير الوحوش و غير أصلع أشيب »« فدنا فصاح به فأشرف مائلا * كالنّسر فوق شظيّة من مرقب »« هل قرب قائمك الّذى بوّأته * ماء يصاب فقال : ما من مشرب »« إلّا بغاية فرسخين و من لنا * بالماء بين نقى و قىّ سبسب »« فثنى الاعنّة نحو وعث فاجتلى * ملساء تلمع كاللّجين المذهب »« قال اقلبوها انّكم ان تقلبوا * ترووا و لا تروون ان لم تقلب »« فاعصوصبوا فى قلعها فتمنّعت * عنهم تمنّع صعبة لم تركب »« حتّى اذا أعيتهم أهوى لها * كفّا متى ترم المغالب تغلب »« فكأنّها كرة بكفّ حزوّر * عبل الذراع دحا بها فى ملعب ».« فسقاهم من تحتها متسلسلا * عذبا يزيد على الالذّ الاعذب »« حتّى اذا شربوا جميعا ردّها * و مضى فخلت كأنّها لم تقرب »« أعنى ابن فاطمة الوصىّ و من يقل * فى فضله و فعاله لا يكذب »نگارنده گويد : اين قصيده از قصائد بسيار غرّاى سيّد حميرى است و اين اشعار كه اندكى از آنست در كتب بسيارى از كتب مناقب و تراجم شيعه مذكور است و مادر تعليقات كتاب نقض « بعض مثالب النواصب فى نقض بعص فضائح الروافض » ( ص 241 - 244 ) بقسمتى از موارد نقل و شرح آن اشاره كردهايم هر كه طالب باشد به آن جا مراجعه كند .
ابن ابى الحديد نيز در عينيّهء معروفهء خود به اين معجزه اشاره كرده و گفته است :« و المترع الحوض المدعوع حيث لا * واد يفيض و لا قليب ينزع »و صاحب مدارك ( ره ) در شرح بيت بنقل خلاصهء همين معجزه پرداخته است هر كه طالب باشد به آن كتاب كه مكرّر چاپ شده است ( در ايران و مصر ) مراجعه كند .