صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فرمود كه : بگو اين قوم را كه : مرا فرمودهاند كه خداى اين شهر را پرستم يعنى مكّه آن خداى كه اين شهر را حرام كرده است و مأمن گردانيده تا درو هيچ خون حرام نريزند و صيد نكنند و درخت نبرّند ، و او راست هر چه هست ، همه ملك و ملك « 1 » اوست و مرا فرمودهاند كه از جملهء مسلمانان و گردن نهندگان باشم ، و مرا فرمودهاند كه قرآن خوانم پس هر كه او راه راست يابد و اختيار ايمان و طاعت كند از براى خود كند و هر كه گمراه شود ضلال و و بال بر نفس او باشد يعنى نفع طاعت او به كسى ديگر ندهند و عذاب معصيت او بر ديگرى ننهند ؛ و بگو كه : من از جملهء واعظان و ترسانندگانم ، بر من بيشتر از اعذار و انذار نيست . گفتهاند كه : اين آيت بآيت قتال منسوخ است آنگه وى را فرمود كه بگوى : الحمد للّه ؛ سپاس مر خداى را بر آنچه داد از نعمت و و نبوّت و تهديد اعداى دين به آنكه گفت : زود بود كه بشما نمايد آيات و دلالات خود چنان كه شما ملجأ و مضطرّ شويد بمعرفت و وى را بشناسيد و ليكن آن معرفت در آخرت باشد و شما را سودى نكند ، يا خود در دنيا بشما نمايد آيات خود و دلالات معرفت خود در آفاق و أنفس چنان كه گفت : سنريهم آياتنا فى الافاق و فى أنفسهم
[ وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ]
و نيست خداى تو اى محمّد غافل از آنچه ايشان ميكنند جزاى هر يكى بسزا بايشان رساند از آنچه كردهاند بمكافات عملهاى ايشان .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و او راست همه چيز بخلق و ملك و ملك » و معنى « ملك و ملك » و وجه استعمال آن دو را با هم در نظم و نثر عربى و فارسى در چند مورد از تعليقات ياد كرديم .[ هَلْ تُجْزَوْنَ ]اين از جملهء آن جايهاست كه قول در و محذوف است يعنى و قيل لهم و گويند ايشان را : شما را جزا كردند الّا به آنچه كرده بودى[ إِنَّما أُمِرْتُ ]آنگه حق تعالى رسول را گفت : بگو اين قوم را كه مرا فرمودهاند كه : خداى اين شهر را پرستم كه حرام كرد آن را يعنى مكّه كه خداى آن را حرام كرده است و مأمن ساخته تا درو هيچ خون نريزند و هيچ صيد نيازارند و هيچ درخت او نبرند و بر كسى ظلم نكنند و گياه او ندروند و عبد اللّه عبّاس در شاذ خواند [ التّى حرّمها ] چنان كه با بلده را جمع باشد[ وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ ]و او راست همه چيز يعنى خداى را بخلق و ملك و ملك[ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ]و مرا فرمودهاند كه از جملهء مسلمانان باشم » .