از ترس نگاهدارد و اين جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل باشند ، گفتهاند كه : شهيدان باشند چون در صور دمند كوهها در جنبش آيند و در هوا بروند چنان كه ابر در هوا رود و زمين بجنبد جنبيدنى سخت كه ساكن نشود بمانند كشتئى بر سر آب يا قنديلى آويخته از سقفى كه از باد سخت بجنبد و اين آن حال باشد كه خداى تعالى خبر داد كه
[ يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ ]
مادران از هول فرزندان شير خواره را فرو گذارند ، و زنان آبستن بار بنهند ، و كودكان از ترس پير شوند ، و شياطين از فزع برمند و بأقطار زمين شوند ، و فريشتگان بر روى ايشان زدن گيرند تا بجاى خود باز شوند ، و مردم مدهوش و متحيّر گردند و يكديگر را ندا كنند چنان كه گفت :
[ يَوْمَ التَّنادِ ، يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ، ما لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ ]
ايشان درين باشند كه خداى تعالى فرمان دهد تا زمين شكافته شود از كنار تا كنار ، كارى عظيم بينند كه پيش از آن نديده باشند ؛ در آسمان نگرند آسمان را چون [ مهل ] گداخته بينند و آن دردى زيت باشد و آسمان شكافته گردد ، و ستارگان فرو ريزند ، و آفتاب و ماه گرفته شود . ابو هريره گفت : اينان كهاند كه خداى تعالى ايشان را استثنا كرد ؟ - گفت : شهيدانند كه فزع بايشان نرسد فزع بزندگانى رسد كه اينجا باشند ايشان زندگانىاند كه بنزديك خدايند چنان كه گفت :
[ بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ]
خداى تعالى ايشان را ازين هول ايمن گرداند و اين عذابى باشد على شرار خلق اللّه . آنگه برين جمله باشند چندانى كه خداى تعالى خواهد .
آنگه اسرافيل را فرمايد تا بار ديگر در صور دردمد و اين نفخهء صعق باشد اسرافيل مور در دمد هر چه در آسمان و زمين باشد بميرند مگر جبرئيل و ميكائيل و اسرائيل و عزرائيل ، ندا آيد كه : كه مانده است ؟ - عزرائيل گويد : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و من زنده ماندهام و تو كه خداوندى كه مرگ بر تو روا نيست و حاملان عرش ماندهاند ، جبرئيل و ميكائيل را خطاب آيد كه بميريد ، ايشان بميرند ، حاملان عرش را نيز گويند : موتوا ؛ همه بميرند ، اسرافيل را گويد : صور بعرش ده و تو نيز بمير ، اسرافيل صور بعرش سپارد و جان بدهد ، ملك الموت را گويد كه : كه مانده است ؟ - گويد : بار خدايا تو عالمترى كه جز من كس نمانده است ، وى را نيز خطاب آيد كه : مت كما ماتوا ؛ تو نيز