تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و ياد كن اى محمّد آن روز را كه ما حشر كنيم و برانگيزيم از هر امّتى گروهى را از آنان كه آيات ما را بدروغ دارند پس ايشان باز داشته شوند تا آخرينان بايشان برسند تا آنگه كه همه را بدوزخ برند . اصحاب ما به اين آيت تمسّك كردند در صحّت « 1 » رجعت ؛ و گفتند : اين روز نه روز قيامت است براى آنكه در آن روز همه را حشر كنند چنان كه گفت :
[ وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً ]
و درين روز بهرى را زنده كنند ، پس اين روز خلاف روز قيامت باشد . و صادق عليه السّلام را پرسيدند كه : در رجعت خداى تعالى كه را زنده كند ؟ - گفت : دو گروه را [ من محض الايمان محضا او محض الكفر محضا ] آنكه او ايمان محض دارد يا كفر محض . و نيز از آل محمّد عليهم السّلام روايت كرده‌اند زيادت برين و آن آنست كه : خداى تعالى زنده گرداند در وقت قائم آل محمّد جماعتى را از دشمنان ايشان كه در دشمنى و ستم بغايت رسيده باشند و جماعتى از دوستان مخلص ايشان را زنده گردانند كه در محنت و بلا بوده باشند در ولايت و دوستدارى ايشان ؛ تا داد ايشان از دشمنان ايشان بستانند و هر يكى را از اين دو گروه بعضى از آنچه مستحقّ آن باشند از ثواب و عقاب بايشان رسانند . و اين در عقل محال نيست و قرآن بدين ناطق است و مانند اين در امّتان گذشته بوده است چنان كه گفت :
[ أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ ]
و پيغمبر خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفته است كه : زود بود كه بباشد در امّت من هر آنچه در بنى اسرائيل بوده است حذو النّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة .
[ حَتَّى إِذا جاؤُ ]
تا آنگه كه با پيش خداى آيند ايشان را گويد بر سبيل تقريع و ملامت : اى آيات مرا تكذيب كردى « 2 » و علم بدان حاصل نكردى « 3 » چون شما تقصير كرديد در نظر و تفكّر در آيات خداى .
[ وَ وَقَعَ الْقَوْلُ ]
و واجب شد و واقع گشت بر ايشان عذاب
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « تمسّك كنند بصحّت » . ( 2 ) - كذا در نسخ معتمدهء قديم مطابق تفسير ابو الفتوح ( ره ) از وضع مفرد بجاى جمع ؛ و در نسخ نو نويس : « كرديد » و « نكرديد » بصيغهء جمع مطابق قاعدهء معمول بها . ( 3 ) - كذا در نسخ معتمدهء قديم مطابق تفسير ابو الفتوح ( ره ) از وضع مفرد بجاى جمع ؛ و در نسخ نو نويس : « كرديد » و « نكرديد » بصيغهء جمع مطابق قاعدهء معمول بها .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 145 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)