خداى بسبب ظلم و كفر ايشان پس ايشان سخن نگويند يعنى چيزى كه ايشان را در آن حجّتى باشد يا از براى آنكه بر دهان ايشان مهر بر نهاده باشند چنان كه گفت : اليوم نختم على أفواههم .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 86 تا 88 ]
أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 86 ) وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ ( 87 ) وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ ( 88 )
اى نمىبينند و نميدانند كه ما شب را آفريديم براى آن تا ايشان درو بيارامند و بخسبند ، و روز را روشن گردانيديم تا درو چيزها بينند و راه مكاسب بشناسند ، بدرستى كه درين كه كرديم و گفتيم آياتى و دلالاتى هست گروهى را كه ايمان آرند و انديشه كنند و اعتبار گيرند ، و روزى كه در صور دردمند تا جملهء مردگان زنده شوند . « 1 » ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد . كه : خداى تعالى چون از خلق آسمان و زمين بپرداخت صور بيافريد و باسرافيل داد او بستد و در دهن گرفت و چشم در زير عرش كشيد كه تا كى فرمان آيد وى را كه : در صور « 2 » در دم ، گفت : من گفتم : يا رسول اللّه صور چه باشد ؟ - گفت : سروئى است بزرگ ؛ دور او چند « 3 » آسمان و زمين است ، اسرافيل سه بار درو دمد يكى نفخهء فزع باشد و آن آنست كه درين آيت گفت :
[ وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ ]
و دوّم نفخهء صعق باشد
[ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ ]
و سيّم نفخهء إحياء
[ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ]
در نفخهء اوّل اسرافيل را فرمايد كه : در دم در صور ، او يك بار در صور در دمد دميدنى كه هر چه مخلوق كه در آسمان و زمين باشد بترسند الّا آنكس كه خداى تعالى خواهد كه ايشان را
هامش
( 1 ) - پوشيده نماناد كه بيانات مذكوره در تفسير اين سه آيه همه مأخوذ از تفسير ابو الفتوح ( ره ) است و در آن تفسير تا حدّى مبسوط تر و در اين تفسير مختصر شده است فراجعه ان شئت .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « كه تا كى فرمايند وى را كه صور » .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « دورى وى چندانكه » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « چند عرض » و مكرّر گذشت كه « چند » در اين قبيل موارد بمعنى مطلق مقدار و اندازه است .