چون آمد بايشان آيات و معجزات ما روشن و هويدا ايشان آن را گفتند كه : اين جادوى روشن است
[ وَ جَحَدُوا بِها ]
و آن را انكار كردند و حال آن بود كه نفس ايشان بيقين ميدانست يعنى بدل ميدانستند و مىشناختند و به زبان انكار ميكردند از ظلمى و تكبّرى كه ايشان را بود پس بنگر و ببين كه عاقبت و سر انجام كار مفسدان چگونه باشد از عذاب خداى و غرق و هلاك ايشان .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 15 تا 16 ]
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ ( 15 ) وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ ( 16 )
بدرستى كه ما داود و پسرش سليمان را علم داديم بأحكام شريعت و گفتند : علم به زبان مرغان ايشان هر دو گفتند كه : سپاس و ستايش آن خداى را كه ما را تفضيل داد بر بسيارى از بندگان مؤمن خود بعلم و نبوّت [ و ورث ] « 1 » و ميراث گرفت سليمان از پدر خود داود . آيت را دليل است بر آنكه از پيغمبران ميراث گيرند بخلاف آنكه مخالفان روايت كنند كه : [ نحن معاشر الانبياء لا نرث و لا نورّث ] و حقيقت ميراث در مال باشد نه در علم و نبوّت و [ علم ] خود بميراث نباشد [ و قال ] و گفت سليمان بر سبيل شكر نعمت و نشر احسان و كرامت كه اى مردمان ما را آواز سخن مرغان بياموختند و سخن مرغان را منطق خواند براى آنكه از آواز ايشان سليمان را چيزى مفهوم ميشد چنان كه از آواز آدميان
[ وَ أُوتِينا ]
و ما را دادند از هر چيزى بهترين و نيكوترين و مراد كثرت اشياء است بدرستى كه اين فضلى است از خداى تبارك و تعالى ظاهر و روشن
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين فقرهء آيه چنين گفته : ( ج چاپ اول ؛ ص 151 ) :
« [ و ورث سليمان داود ] سليمان ميراث داود برداشت ؛ و اين آيت دليل است بر آنكه ميراث انبيا بوارثان ايشان رسد خلاف آنكه مخالفان روايت كردهاند كه : نحن معاشر - الانبياء لا نورّث ؛ و تفسير آنان كه اين را حمل كردهاند بر علم نبوّت نيك نيست براى آنكه حقيقت ميراث در مال و ملك باشد دون علم و نبوّت ، و حمل كردن كلام خداى را بر مجاز با امكان حملش بر حقيقت وجهى ندارد » .