تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
تا گوئى كه به آن طائفه ميمانند كه حال ايشان اين باشد آنگه مثلى ديگر زد و تشبيهى ديگر كرد گفت : ايشان به آن ميمانند كه ما در پيش ايشان بندى كرده‌ايم و از پس ايشان بندى تا نه از پيش مىتوانند رفت و نه از پس
[ فَأَغْشَيْناهُمْ ]
پس كور گردانيديم ايشان را تا هيچ نبينند و گفتند كه : آيت خاصّ است و آن آنست كه ابو جهل سوگند خورد كه : اگر محمّد را بينم كه نماز مىكند سر او به سنگ بكوبم گفتند : وى اكنون در نماز است ؛ بيامد و سنگى بزرگ برگرفت و بر بالاى سر برد تا بر سر رسول زند دستش همچنان خشك شد و سنگ بر دستش چسبيد بازگشت و بحصش را از آنچه ديد خبر داد سنگ از دستش بيفتاد و دستش با حال خود رفت مردى از بنى مخزوم گفت : من بروم و او را هم به اين سنگ بكشم سنگ برگرفت و بيامد رسول در نماز بود سنگ را بر بالاى سر برد در حال چشمش تاريك شد چنان كه رسول عليه السّلام را نديد و آوازش مىشنيد بازگرديد و گفت : او را نديدم و آوازش شنيدم چون قصد وى كردم چيزى ديدم مانند شترى فحل آهنگ من كرد تا مرا فرو برد خداى تعالى در حقّ اين دو شخص اين آيت فرستاد ، و وجهى ديگر آنست كه اين حال با ايشان در دوزخ باشد يعنى در دوزخ با ايشان اين كنيم .

[ سوره يس ( 36 ) : آيات 10 تا 12 ]

وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 10 ) إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ ( 11 ) إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ ( 12 ) يكسان است بر ايشان اگر بترسانى ايشان را و اگر بترسانى ايمان نخواهند آوردن تا قطع طمع كنى از ايمان ايشان و خاطر را پريشان ندارى آنگه گفت : تو آنكس را نترسانى يعنى انذار تو آن را سود نكند كه ايشان نخواهند كه ايمان آرند كسى را سود كند كه متابعت ذكر يعنى قرآن كند و از خداى تبارك و تعالى بترسد