آيا نمىبينى و نميدانى كه خداى از آسمان آبى فرستاد آنگه از غيبت التفات كرد و گفت : ما به آن آب ميوههاى گوناگون و رنگارنگ بيرون آورديم از انگور و انجير و انار و غير آن برنگ مختلف بعضى سفيد و بعضى زرد و بعضى سياه و بعضى سرخ .
و بطعم مختلف بعضى ترش و بعضى شيرين و بعضى تلخ ، و از كوهها بعضى آنست كه خداوند طريقها و راههائى است مختلف رنگ آن ، راههاى سفيد و راههاى سرخ و راههاى سياه بغايت ، و آن خطهائى است كه چون در كوه نگاه كنند نمايد بعضى سفيد و بعضى سرخ و بعضى سياه و اگر
[ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها ]
را بر ظاهر حمل كنند و گويند : سرخى كه ألوان او مختلف است براى آنكه سرخ بر انواع باشد اگرچه هر يكى را بنامى ديگر خوانند روا باشد .
[ وَ مِنَ النَّاسِ ]
و از آدميان و جنبندگان بر عموم يا اسبان بر خصوص و از چهار پايان چون اشتر و گاو و گوسفند بعضى آنست كه مختلف است رنگهاى او چون اختلاف ميوهها و كوهها . آنگه گفت :
[ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ ]
بحقيقت كه از خداى عالمان و دانايان ترسند و نادان و جاهل از خداى نترسد و چون [ اللّه ] را برفع خوانند خشيت بمعنى علم باشد يعنى خداى عالمان را شناسد « 1 » و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت اعلمهم باللّه أشدّهم له خشية خداى را آنكس بهتر شناسد كه از وى بيشتر ترسد و از صادق عليه السّلام روايتست كه او گفت : عالم آن باشد كه كردار او تصديق گفتار او كنند ، و هر كه كردار او تصديق گفتار او نكند عالم نيست
[ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ]
بدرستى كه خداى عزيز است در انتقام دشمنان و آمرزنده است گناه مؤمنان را
[ إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ ]
آنان كه
هامش
( 1 ) اشاره بمعنى ديگرى است كه آيه را به آن تفسير كردهاند و نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) درين مورد اين است « ج 4 : ص 389 » : « آنگه گفت : كذلك انّما يخشى اللّه من عباده العلماء ، گفت : همچنين باشد از خداى تعالى عالمان ترسند چه آنان كه خداى را نشناسند ازو نترسند و روايت كردهاند از عمر بن عبد العزيز و ابو حنيفه كه ايشان خواندند :
انّما يخشى اللّه من عباده العلماء ، يعنى يعلم و يختار برعكس برفع اللّه و نصب علماء يعنى خداى داند عالمان را و يا خداى اختيار كند عالمان را و قرائت صحيح آنست كه عامهء قراء برآنند [ آنگاه بنقل اخبار و مؤيدات ديگرى براى آن وجه پرداخته است ] » .