با خودش گذارد تا در ضلالت سرگشته ميرود قبيح را حسن بيند و نيكو را زشت داند ، و راه نمايد آن را كه خواهد بلطف چون لطف را در وى اثرى باشد تا وى نيكو را نيكو بيند و زشت را زشت ؛ و چون حال چنين است نبايد كه نفس تو از حسرت و اندوه بر ضلالت ايشان شود و جان تو در سر كار ايشان رود و ايشان را با ايشان گذار كه خداى عالم است به آنچه ايشان مىكنند جزاى ايشان بر وفق استحقاق بايشان رساند .
[ سوره فاطر ( 35 ) : آيات 9 تا 10 ]
وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ ( 9 ) مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ ( 10 )
و خداى بر حقيقت آنست كه بادها را بفرستد تا ابرها را برانگيزد آنگه از لفظ غيبت عدول كرد و با حكايت آمد از خود بر طريق التفات تا معلوم همگان « 1 » گردد كه برانگيختن باد مر ابر را بقدرت وى است يعنى مائيم كه بواسطهء باد ابر را برمى - انگيزيم و او را به زمين مردهء بىنبات ميرانيم پس آنگاه آن زمين مرده را بواسطهء باران زنده مىگردانيم اگر كسى را در زنده كردن مردگان شكّى و شبهتى هست گو درين حال نظر كن كه زنده گردانيدن مردگان و زنده شدن ايشان همچنين است چنان كه آن را منكر نيستند ، بايد كه اين را نيز منكر نباشند .
آنگه گفت : هر كه او عزّت خواهد و عزّت جويد بايد كه از خداى خواهد كه عزّت همه او راست كافران بعبادت بتان طلب عزّت كردند چنان كه گفت
[ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ ]
به اين آيت بر ايشان ردّ كرد و گفت : عزّت مر خداى راست كسى كه خواهد كه عزيز شود بطاعت وى عزيز تواند شدن نه بطاعت غيرى
[ إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ ]
سخن پاك و منزّه بوى رسد يعنى به جائى كه آنجا حكم خداى را باشد و آن آسمان است مفسّران گفتند : كلمهء طيّبه گفتار « لا إله إلّا اللّه » است ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه أكبر » است چون
هامش
( 1 ) در دو نسخه : « همگنان » . )