تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
است كافران را آنگاه فرشتگان گويند : منزّهى تو و پاك از آنچه نادانان به تو حوالت كنند و به تو شرك آورند ، تو خداوند مائى بدون ايشان ، تولّاى ما به تو است ايشان ابليس را مىپرستيدند و بيشترينهء ايشان بوى ايمان آوردند آنگه ايشان ؛ را گويند : امروز بعضى از شما براى بعضى مالك نباشند نه نفع را و نه ضرّ را ؛ هيچكس را قوّت آن نباشد كه غيرى را زيان كند يا سود .
[ وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ]
و گوئيم ما ظالمان و كافران را . بچشيد عذاب آتش دوزخ كه آن را بدروغ ميداشتيد چون شما را از آن خبر ميدادند .

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 43 تا 45 ]

وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلاَّ رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ وَ قالُوا ما هذا إِلاَّ إِفْكٌ مُفْتَرىً وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِينٌ ( 43 ) وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ ( 44 ) وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ ( 45 ) چون آيات ما برين كافران خوانند آيات واضح و روشن از آيات قرآن گويند : نيست اين مرد الّا مردى كه ميخواهد تا شما را بگرداند از آنچه پدران شما آن را مى پرستيدند و نيست اينچه او ميخواند يعنى قرآن الّا دروغ فرا بافته و گفتند كافران مر اين حقّ ظاهر و واضح را و قرآن روشن و ظاهر را چون با ايشان آمد كه : نيست الّا جادوئى روشن ، و نداديم ما ايشان را هيچ كتابى كه آن را خوانند و درست كنند كه در آنجا برهانى باشد و دليلى بر صحّت شرك ، و پيش از تو پيغمبرى بيم كنندهء نفرستاديم بايشان تا ايشان را بيم كند بعقاب اگر شرك نيارند يعنى بشرك نفرموديم ، و بدروغ زن داشتند كافرانى كه پيش از ايشان بودند پيغمبران خود را چنان كه اينان ترا بدروغ زن ميدارند و اينان بعشر آن نرسند كه ايشان را داديم از عمر و مال و قوّت و تمكين يعنى كافران عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بده يك آن نرسيدند كه اقوام پيشين رسيدند ، پس ايشان با اين همه نعمت كه بايشان كرديم پيغمبران مرا بدروغ داشتند من ايشان را عذاب كردم پس انكار من و عذاب من ايشان را چگونه بود ؟ ! يعنى چنان بود كه مىشناسند چرا حذر نميكنند اين جماعت از مثل آن عذاب و بر خود نميترسند از آن ؟ !