كه ايشان را رسد نزديك آنكه سخن خدا بشنوند عبد اللّه مسعود گفت : چون خداى تعالى وحى كند از وحى و كلام او صلصله و آوازى شنوند چون آواز سلسله كه بر سنگ سخت بكشند ايشان از آن هول بيفتند و بيهوش شوند چون بدانند كه وحى است ترس از دل ايشان بردارند با يكديگر گويند : ما ذا قال ربّكم ؟ - خداى شما چه گفت ؟ - گويند كه : حق گفت ، بر معنى اوّل مراد به اين « حقّ » دستورى دادن است بشفاعت و بر معنى دوّم گفتار حقّ است . در خبر است كه رسول ( ص ) گفت : چون خداى سبحانه و تعالى بوحى سخن گويد اهل آسمان صلصله و آوازى شنوند بترسند و بيهوش شوند چون جبرئيل را بينند با وحى بدانند كه آواز چه بود ترس از دل ايشان ساكن شود جبرئيل را گويند : ما ذا قال ربّكم ؟ - جبريل گويد : ( الحقّ ) اهل آسمان بيكبار آواز كنند كه « الحقّ الحقّ » جبرئيل به زمين آيد و وحى بگزارد . بعضى ديگر گفتند كه : ترس ايشان از قيام ساعت باشد كلبى گفت : ميان عيسى ( ع ) و رسول ( ص ) فترتى دراز بود مدّت پانصد و پنجاه سال ، خداى تعالى درو پيغمبرى نفرستاد و وحى از آسمان به زمين نيامد ، چون خداى سبحانه و تعالى رسول ما را بفرستاد اهل آسمان آواز وحى بشنيدند و گمان بردند كه قيامت است از ترس بيفتادند و بيهوش شدند چون جبرئيل بايشان بگذشت سر برداشتند و خوف ايشان زائل شده بود با يكديگر ميگفتند : ما ذا قال ربّكم ؟ - جواب ميدادند يكديگر را « الحقّ » و اين تنبيهى است مشركان را به آنكه فرشتگان با قربت و منزلت ايشان و صلابت خلقت ايشان از ترس وحى خداى همچنين ضعيف و ذليل ميگردند و ايشان را شفاعت جز بدستورى نباشد و چون دستورى دهند از وحى كلام خداى چنين ترسند معبودان ايشان كه جمادند و در ايشان خير و شرّ و نفع و ضرّ نباشد چگونه شفاعت كنند ؟ ! و گفتهاند كه : مراد مشركانند كه عند نزول مرگ فرشتگان بايشان رسند بترسند آنگه خداى تعالى ترس از دل ايشان باز برد اقامت حجّت را تا آنچه مىبينند مىدانند ؛ فرشتگان را گويند : ما ذا قال ربّكم ؟ - چه گفت خداى شما ؟ - گويند حقّ ، ايشان اقرار دهند در وقتى كه اقرار سودى نكند براى آنكه آنوقت وقت الجاء
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٤٩