نعمتى نمىشناسيم ؛ اگر اين نعمت او كرده است بگوئيد : تا باز گيرد ، خداى سبحانه و تعالى گفت : ما فرستاديم بر ايشان سيل عرم را « و سيل » آبى باشد عظيم كه آن را دفع نتوان كرد و [ عرم ] نام بنديست كه بلقيس كرده بود در ميان دو كوه به سنگ و قير تا آب باران جمع شدى و آن را سه در كرد يكى از بالاى ديگرى ؛ و در زير آن بركهء عظيم بود و آن را دوازده راه كرده بود بعدد جويهاى ايشان ؛ چون باران آمدى و سيلاب در پس آن بند جمع شدى آنگه در پائين بگشادى تا آب در آن بركه آمدى چون كمتر شدى در ميانين بگشادى ، چون كمتر شدى در زيرين بگشادى چون آب در بركه شدى آن بركه آب قسمت كردى در جويها و اين همچنين مىبود تا آنگه كه بلقيس در گذشت و مدّتى برين برآمد ايشان طاغى شدند و از حدّ درگذشتند خداى سبحانه و تعالى موشان بزرگ را بر ايشان مسلّط گردانيد « 1 » بيامد و آن بند را سوراخ كردند آب در افتاد و آن بند را خراب كرد و سيل در شهر ايشان افتاد و بوستانها و زمينها و سراهاى ايشان خراب كرد و ايشان بعضى هلاك شدند و بعضى در عالم متفرّق گشتند و پراكندگى ايشان در عرب مثل شد تا هر پراكندهء مستأصل را گفتندى « تفرّقوا أيدى سبأ »
[ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ ]
بدل كرديم به دو بوستان ايشان دو بوستان كه آن دو بوستان خداوندان ميوههاى خمط است « و خمط » بار درخت اراك باشد ، و گفتند : درختى است كه بار تلخ آرد و « اثل » درخت شوره گز است
[ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ ]
و در آن بوستانها چيز اندك بود از درخت سدر
[ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ ]
ايشان را اين جزا داديم بكفرى كه آوردند و ناسپاسئى كه كردند و هيچ جزا دهند مگر مردم كافر نعمت را ؟ !
[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 18 تا 20 ]
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ ( 18 ) فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ( 19 ) وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 20 )
هامش
( 1 ) تفصيلى نسبت به اين مطلب در پايان تفسير سورهء سبأ ميآيد ان شاء اللّه تعالى