از آيات خداى تعالى كه دليل مىكند بر وحدانيّتش روز است و شب و آفتاب و ماه كه بر يكديگر متعاقبند چون روز آيد شب برود ، و چون شب آيد روز برود ، و چون آفتاب برآيد ماه فرو شود ، و هر يكى در فلك خود بر تقديرى كه خداى تعالى كرده است مىروند ، آنچه آفتاب بيك سال رود ماه بيك ماه برود ، ايشان مقدّر و مدبّر و مسخّراند ، چون دو بندهء مطيع بر حسب مراد خداى تعالى بر وفق مصلحت در مدار خود ميگردند ، پس ايشان مستحقّ آن نباشند كه كسى ايشان را سجده كند آفتاب و ماه را مكنيد سجده آن خداى را كنيد كه ايشان را بيافريد و مسخّر گردانيد اگر خداى را خواهيد پرستيدن ، و اين سجده واجب است
[ فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا ]
پس اگر اين كافران تكبّر و ترفّع كنند از آنكه خداى را سجده كنند گو : مكنيد كه خداى تعالى از آن بىنياز است و خداى را جلّ جلاله كسانىاند از فرشتگان مقرّب كه ويرا تسبيح ميكنند هم بشب و هم بروز و ايشان از تسبيح و عبادت ملول نمىشوند و سير نمىگردند .
[ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 39 تا 42 ]
وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 39 ) إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 40 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ ( 41 ) لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ( 42 )
از جملهء آيات و دلالات او آنست كه تو زمين را بينى خاشع و خاضع و خشگ بىنبات چون ما آب را بر آن زمين فرستيم و باران بر وى ببارانيم « 1 » تو آن زمين را بينى كه بر خود بجنبد و نشاط گيرد و افزون شود ، مانند خمير برآيد و چون مجوّفى گردد ؛ و از ميان وى انواع نبات و رياحين برآيد ، آن خداى كه اين زمين مرده را برين وجه
هامش
( 1 ) در چند نسخه : « بباريم » .