تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
زنده گرداند قادرست بر آنكه مردگان را زنده كند و او بر همه چيزى قادرست و تواناست
[ إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا ]
آنكسانى كه الحاد ميكنند و در تأويل و تفسير آيات ما بمىچسبند و از حدّ استقامت و صحّت بمىگردند ايشان بر ما مخفى و پوشيده نيستند ما ايشان را ميشناسيم و ميدانيم و جزاى ايشان بسزا ميتوانيم مقاتل گفت : آيت در حقّ ابو جهل آمده است
[ أَ فَمَنْ يُلْقى ]
اى آنكسى كه او را در دوزخ افكنند بهتر باشد يا آنكس كه روز قيامت مىآيد ايمن بىخوفى و ترسى ؟ ! و اين استفهام است بر سبيل تقرير تا بگويند كه : بهر حال آنكس بهتر باشد كه ايمن آيد . آنگه بر سبيل تهديد گفت :
[ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ]
بكنيد آنچه ميخواهيد كه آن را فرو نگذارند ؛ بازخواست و جزا در عقب آنست آنگه اين تهديد را مؤكّد كرد و گفت : بدرستى كه او بيناست به آنچه ميكنيد هر چه خواهيد كنيد و مثل اينست گفتار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : اذا لم تستح « 2 » فاصنع ما شئت .
[ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ
؛ الاية ] آنان كه كافر شدند به قرآن به آنكه در وى طعن كردند و تأويلش را بگردانيدند آنگه كه قرآن بايشان آمد ايشان هم بر ما پوشيده نيستند يا خود آنها كه به قرآن كافر شدند چون بايشان آمد هلاك شدند و بدبخت گشتند
[ وَ إِنَّهُ ]
و بدرستى كه اين كتابى عزيز است منيع و غالب ؛ باطل به او راه نيابد به هيچ وجهى از وجوه ؛ ممنوع است از تغيير و تبديل . و گفته‌اند كه : مناقضه و شبهه بوى راه نيابد نه از جهت لفظ و نه از جهت معنى . ضحّاك گفت : معنى آنست كه پيش ازو هيچ حديثى و كتابى نيامد كه ويرا باطل
هامش
( 2 ) چون « استحى » و « استحيى » هر دو بيك معنى است چنان كه فيروز آبادى گفته : « استحيى منه و استحيى منه و استحياه » چون و تفصيل اين حديث در كتب حديث و مثل و لغت مذكور است و نگارنده نيز در تعليقات كتاب نقض ببرخى از بيانات واقعه در پيرامون آن اشاره كرده است ؛ پس بهتر آنست كه بمواردش مراجعه شود و زبيدى در تاج العروس گفته : اذا لم تستح فاصنع ما شئت ؛ لفظه امر و معناه توبيخ و تهديد » پس « لم تستح » و « لم تستح » بدون ياء و بيك ياء هر دو درست است .