آن گمان شما بود كه بخداى خود بردى « 1 » تا لا جرم گمان بد شما بخدايتعالى شما را هلاك كرد . از رسول ( ص ) روايت است كه : لا يموتنّ أحدكم إلّا و هو يحسن الظّن باللّه فان قوما أساؤا الظنّ باللّه فأهلكهم ، و ذلك قوله
[ وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ ]
گفت : نبايد كه يكى از شما بميرد و الّا كه او بخداى گمان نيكو برد كه گروهى بخداى گمان بد بردند خداى تعالى ايشانرا هلاك كرد ، آنگه اين آيت بر خواند و رسول ( ص ) گفته است : انّ حسن الظّن من حسن العبادة ، نيكوئى گمان از نيكوئى عبادت است « 2 » و گفت : ايّاكم و الظنّ فانّ الظنّ أكذب الحديث ، از گمان دور باشيد كه گمان دروغترين حديث است . و شاعرى گفته است :
أناس أعرضوا عنّا * بلا جرم و لا معنى
أساؤا ظنّهم فينا * فهلا أحسنوا الظنّا
[ فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ ]
اگر صبر كنند صبر ايشانرا سود ندارد كه آتش دوزخ جاى مقام ايشانست و اگر طلب رضا كنند كس از ايشان راضى نشود و عقاب و خشم زايل نگرداند
[ وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ ]
ما براى ايشان قرينان و همسران تقدير كرديم يعنى دوستانى از شياطين چون بر كفر اصرار كردند ايشانرا هيچ دوستى نماند مگر شياطين يعنى بسبب كفر ما ايشانرا خذلان كرديم تا شياطين بياراستند براى ايشان آنچه در پيش ايشان بود از اعمال و كارهاى دنياوى و آنچه در پس ايشان بود از كار آخرت و آنكه بعث نيست و حشر و نشر و ثواب و عقاب .
[ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ ]
و سزاوار شد بر ايشان و واجب گشت كلمهء عذاب در جملهء امّتانى كه از پيش ايشان گذشتند از ديوان و آدميان ؛ بحقيقت كه ايشان قومى خاسر و گروهى زيانكاران بودند .
هامش
( 1 ) در غالب نسخ « بردى » بصيغهء مفرد مطابق تفسير ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود ، و اينكه در نسخهء چاپى سه جلد اخير پنج جلد چاپ اوّل ديده مىشود كه تمام اين قبيل موارد را بلفظ جمع آوردهاند همه تصرف شده و دستخورده است بشهادت نسخ خطّى و دو جلد چاپى اوّل و دوّم .
( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) چنين ترجمه كرده : « نيكو گمانى از نيكو عبادتى است » .