تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
است بر بطلان قول مجبّره براى آنكه خداى تعالى گفت : من ايشانرا بدادم آنچه به من تعلّق داشت از اقدار و تمكين و ازاحت علّت و نصب ادلّه و الطاف و بيان ؛ ايشان كفر اختيار كردند بر ايمان و اگر هدايت در آيت ايمان بودى ايشانرا با فعل خداى تعالى اختيار نماندى
[ فَأَخَذَتْهُمْ ]
بگرفت ايشانرا صاعقهء عذاب خوارى و هوان بجزاى آنچه كردند از كفر و عصيان
[ وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا ]
و برهانيديم آنانرا كه ايمان آوردند و متّقى و پرهيزگار بودند
[ وَ يَوْمَ يُحْشَرُ ]
روزى كه حشر كنند دشمنان خدايرا پس ايشانرا حبس كنند و بازدارند اوّلينان را تا آخرينان بايشان در رسند و آنگه همه را بدوزخ برند
[ حَتَّى إِذا ما جاؤُها ]
تا چون كافران بدوزخ رسند گواهى دهند بر ايشان گوشها و چشمهاى ايشان و پوست و اندام ايشان به آنچه كرده باشند سدّى و جماعتى مفسّران گفتند : مراد به [ جلود ] فروج است و اين كنايت است از آن
[ وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ ]
كافران پوستهاى خود را گويند : چرا بر ما گواهى دادى « 1 » گويند : ما را بسخن آورد آن خدائى كه او بسخن آرد همه چيزى را و او بيافريد شما را اوّل بار و مرجع و بازگشت شما با وى باشد . و در نطق جوارح سه قول گفته‌اند « 2 » يكى آنكه دهان و كام و زبان بيافريند تا سخن گويد ، دوّم آنكه سخن در وى آفريند چنان كه در درخت آفريد ، سيّم علامتى بر اعضا پديد آرد كه ازو بدانند
[ وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ ]
و شما در دنيا باز نمىپوشيديد خود را و نگاه نميداشتيد از آنكه بر شما گواهى دهد گوش و چشم شما و پوست و اعضاى شما . مجاهد گفت : [ و ما كنتم تتقون ] و شما حذر نمىكرديد و گفتند : [ و ما كنتم تظنون ] و شما گمان نمىبرديد كه جوارح و اعضا بر شما گواهى دهد و ليكن گمان شما آن بود كه خداى نداند بسيارى از آنچه شما ميكرديد .
هامش
( 1 ) مفرد را بجاى جمع به كار برده تبعا لاصطلاح ابى الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود . ( 2 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 542 ؛ س 11 - 14 ) : « در نطق جوارح و وجه آن سه قول گفتند يكى آنكه خداى تعالى آن را مبنى كند ببيّنهء دهن و كام و زبان تا سخن گويد ، دگر آنكه كلام خود در او آفريند و اضافت كند به او بر مجاز ، سيم آنكه علامتى پديد آرد كه از او بدانند چنان كه گويند : عيناك تشهدان بسهرك ، و اين وجوه مفصّل گفته‌ايم در سورهء يس » .