نغصب « 1 » أموالنا ، نماز كنيم و ليكن نگذاريم كه مال ما به غصب بردارند ، بعضى از صحابه گفتند كه : با ايشان بساز تا بيكبار مرتدّ نشوند ، رها كن تا نماز كنند ، و زكات ندهند ، ابو بكر گفت : و اللّه لا أفرّق بين شيئين جمع اللّه بينهما و اللّه لو منعونى عقالا ممّا فرض اللّه و رسوله لقاتلتهم عليه ، به خدا كه من جدا نكنم ميان دو چيز كه خداى تعالى جمع كرد ميان آن يعنى نماز و زكات ؛ بخداى كه اگر پاى بند اشترى از اشترى « 2 » باز گيرند از آنچه خداى تعالى واجب فرموده است با ايشان قتال كنم .
[ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 8 تا 10 ]
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ( 8 ) قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ ( 9 ) وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ ( 10 )
آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند ايشانرا مزدى است ناكاسته و بى - نقصان . و گفتند كه : بىمنّت و بىحساب .
[ قُلْ أَ إِنَّكُمْ ]
بگو اى محمّد كه : آيا شما كافر ميشويد به آن خداى كه زمين را بيافريد در مقدار دو روز ؟ ! و آن روز يكشنبه و دوشنبه بود و او را مثل و مانند پديد مىكنيد ؟ ! آنخداى كه بدين قادر است و اوست خداى عالميان
[ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ ]
و بيافريد در اين زمين كوههاى ثابت استوار و بلند
[ وَ بارَكَ فِيها ]
و در آن كوهها بركت كرد و در زمين انواع منافع از گياه و درختان و معادن و جز آن بيافريد و در زمين تقدير اقوات و ارزاق اهل زمين كرد
[ فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ ]
در مقدار چهار روز تمام بىزيادت و نقصان مر كسانى را كه سؤال كنند كه زمين و هر چه در زمين است در چه مقدار آفريده است از زمان ؟ مجاهد گفت و قتاده : كه درياها و جويها و درختان و حيوانات و آنچه اسباب معيشت فرزند آدم است روز سهشنبه و چهارشنبه آفريد و اين
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « تغصب » ( بتاء دو نقطه در اوّل ) بنابراين غصب يك مفعولى خواهد بود و « اموالنا » نايب فاعل « تغصب » كه فعل مجهول است خواهد بود ليكن گاهى به دو مفعول متعدّى مىشود چنان كه در كتب لغت گفتهاند : « غصبه غصبا ( كضربه ) اخذه قهرا و ظلما و يتعدّى الى مفعولين فيقال : غصبته ماله و قد يزاد فى المفعول الاوّل « من » فيقال : غصبت منه ماله » پس غصب در متن مطابق استعمال تعديه به دو مفعول به كار رفته است .
( 2 ) كذا در چند نسخه و در چند نسخهء ديگر : « نه اشترى » و در يك نسخه اين دو كلمه اصلا يعنى « نه اشترى » يا « از اشترى » نيست و شايد همان بهتر باشد كه مطابق نص عربى است .