تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
كافران درين گفتار از دو بيرون نيست ؛ يا اين بر سبيل حقيقت گفتند يا بر سبيل توسّع و مجاز و مبالغت ؛ اگر حقيقت خواستند جبر مطلق است مجبّران همين ميگويند ، و اگر بر توسّع و مبالغت خواستند همان است كه در تأويل آياتى كه مثل اين است گفته شد ، وجه اوّل دليل بطلان جبر است و وجه دوّم دليل صحّت مذهب اهل عدل .
[ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ ]
تو بر دين خود كار كن كه ما بر دين خود كار ميكنيم يا تو در ابطال دين ما كوش كه ما در ابطال دين تو ميكوشيم .

[ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 6 تا 7 ]

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ( 6 ) الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ( 7 ) چون كار تعنّت و تحكّم از حدّ بيرون بردند خداى تعالى رسول را بفرستاد و فرمود كه : بگوى اى كافران را كه : من آدمىام مانند شما به من وحى ميآيد كه خداى شما يكى است ، چون بوحى نبوّت من درست شد واجب شد بر شما متابعت كردن من
[ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ ]
استقامت كنيد و بر دين وى رويد و از وى آمرزش گناه خود خواهيد آنگه گفت : واى بر مشركان كه زكات ندهند و بقيامت ايمان نيارند و بسراى بازپسين كافر شوند . و اين دليل است بر آنكه كافران بشرايع متعبّدند كه اگر نبودندى مشركان بمنع زكات مستحقّ مذمّت و ملامت نگشتندى و تخصيص زكات براى آن كرد كه بيشتر مردم مجبول‌اند بر شحّ نفس و بخل و اگرچه بعبادات ديگر تن در ميدهند و بزرگان ايشان اگرچه سخى بودند و تن در زكات دادند فامّا نميدادند براى آنكه آن را چون گزيتى ميشناختند و ننگ ميداشتند كه هر سال عاملى و مستخرجى بيايد و موكّل باشد و مالى معيّن هر سال از ايشان بقهر مىستاند ؛ و از اينجا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : الزكوة قنطرة الاسلام من عبرها نجا ، زكات پل مسلمانى است هر كه بر او بگذرد نجات يابد ، و از اينجاست كه اهل ردّه در عهد ابو بكر گفتند : أمّا الصّلوة فنصلّى و أمّا الزكوة فلا
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 228 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)