تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
تا كه بغايت قوّت « 1 » رسيديد مجاهد گفت : از سى سالگى باشد تا چهل سالگى ، و بعضى دگر گفتند : از بيست سالگى تا چهل سالگى . پس بگذاشت تا كه پير شديد و از شما كس باشد كه پيش ازين متوفّى شود و به اين غايت نرسد و بعضى از شما آنان باشند كه ايشان را بگذارند تا آنگه كه باجل مسمّى و وقت معيّن رسند ؛ و اين براى آن باشد تا شما تفكّر و انديشه كنيد و دريابيد و خردمند گرديد ، اوست آن خداى كه زنده كند و بميراند ، زنده كند مردگان را و بميراند زندگان را
[ فَإِذا قَضى ]
پس چون حكم كند بكارى يعنى چون كارى خواهد كه بكون آرد آن را پديد آورد بىكلفتى و رنجى ؛ او را گويد : بباش « 2 » بباشد .

[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 69 تا 74 ]

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ ( 69 ) الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 70 ) إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ ( 71 ) فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ( 72 ) ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تُشْرِكُونَ ( 73 ) مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ ( 74 ) اى نمىنگرى و نمىبينى اى محمّد آنان را كه جدال و خصومت ميكنند در ابطال آيات خداى تعالى كه ايشان را از كدام جهت مىبگردانند ؟ ! و چه گونه ايشان را از حق بباطل مىبرند ؟ ! اين استفهام است بر سبيل تعجّب از برگشتن ايشان با چندين دلايل و حجج
[ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ ]
آنان كه كتاب را بدروغ دارند و آنچه برسولان فرستاديم انكار كنند زود بود كه بدانند آنچه ميكنند چون جزاى آن ببينند و كيفر آن بكشند
[ إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ ]
آنگه كه غلّها در گردنهاى ايشان
هامش
( 1 ) « غايت قوّت » معنى « اشدّ » است . و عبارت متن ملخص عبارت ابو الفتوح ( ره ) است كه گفته : «[ ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ]پس برسيد بأشدّ خود و هو جمع شد كودّو أودّو شدّ أيضا كفلس و أفلس و شدة ايضا كنعمة و أنعم يعنى بغايت برنائى مجاهد گفت : سى سالگى باشد تا بچهل سالگى ، و بعضى دگر گفتند : از بيست سالگى تا بچهل سالگى ، و مراد استكمال قوّت و شدت است » . ( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ كان ] تامّه است يعنى موجود شود ، آن چيز موجود شود » .