نموده ؟ ! باز اين همه « 1 » حال او از دو بيرون نيست ؛ اگر دروغزن است و بال دروغ وى بر وى باشد و بدى آن با وى راجع ، و اگر راستگوى باشد برخى از آنچه شما را وعده مىكند بشما رسد و هلاك « 2 » شما در آن باشد
[ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي ]
بدرستى كه خداى تعالى هدايت نكند آن را كه او مسرف و دروغ زن باشد . راوى خبر گويد كه : هيچ چيز بر من « 3 » از آن سختتر نيامد كه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله طواف كعبه ميكرد كافران مكّه رها كردند تا فارغ شد آنگه بيامدند گريبان و رداى وى بگرفتند و گفتند : توئى كه نهى ميكنى ما را از آنكه خدايان خود را و خدايان پدران خود را پرستيم ؟ ! يكى از صحابه بر پاى خاست و گفت :
[ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ ]
؟ ! اين ميگفت و ميگريست تا آنكه « 4 » دست از وى بازداشتند « 5 » .
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 29 تا 31 ]
يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جاءَنا قالَ فِرْعَوْنُ ما أُرِيكُمْ إِلاَّ ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلاَّ سَبِيلَ الرَّشادِ ( 29 ) وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ ( 30 ) مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ ( 31 )
مؤمن آل فرعون گفت : اى قوم امروز ملك و پادشاهى شما راست و در دست شماست و شما ظاهريد و غالب در زمين مصر ؛ پس اگر چنان باشد كه اين مرد ميگويد عذاب خداى بما رسد كه باشد كه ما را نصرت كند و از عذاب برهاند ؟ !
[ قالَ فِرْعَوْنُ ما أُرِيكُمْ ]
* مؤمن آل يس » طالب تفصيل بتاج العروس يا بتفاسير مطوله رجوع كند .
هامش
( 1 ) در غالب نسخ : « با اين همه » و « باز » در اين قبيل موارد بمعنى « با » است .
( 2 ) در غالب نسخ : « هلاكت » و گويا « هلاكت » بتاء آخر در عربى به كار نرفته است زيرا در كتب لغت دسترس بنظرم نميرسد فراجع حتّى يتبيّن لك الحال .
( 3 ) در بعضى نسخ : « هيچ خبر » و در بعضى نسخ معتمده : « هيچ بر من » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « كه از آن سختتر نيامد بر من » .
( 4 ) در غالب نسخ : « تا آنگه كه » .
( 5 ) در نسخهء قديمى : « بداشتند » .