او نيست نه بمعنى جهت بلكه بمعنى علوّ منزلت ، خداوند عرش است خالق و مالك اوست و به او قائم است
[ يُلْقِي الرُّوحَ ]
القاء وحى مىكند و وحى ميفرستد بآنكس كه ميخواهد و وحى را « روح » خوانند براى آنكه شرع بوى زنده است چنان كه تن بجان
[ لِيُنْذِرَ ]
براى آن فرستاد تا بيم كند و آگاه گرداند از روز قيامت و آن روز را
[ يَوْمَ التَّلاقِ ]
براى آن خواند « 1 » كه درين روز اهل آسمان و زمين به يكديگر رسند و براى آنكه هر كس به آنچه « 2 » كرده باشد برسد از خير و شرّ و ظالم بمظلوم رسد و عابد بمعبود « 3 »
[ يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ ]
روزى كه ايشان ظاهر شوند و از گورها بيرون آيند بصحراى قيامت و بر ايشان پوششى نباشد
[ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ ]
هيچ چيز بر خداى تعالى پوشيده نگردد ازيشان و درين روز ندا آيد كه
[ لِمَنِ الْمُلْكُ ]
امروز ملك و پادشاهى كراست ؟ كجا شدند آنها كه دعوى ملك و پادشاهى ميكردند ؟ كس را مجال جواب نباشد هم خود جواب دهد كه
[ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ]
ملك خدايراست كه يكى است و يگانه ؛ شكنندهء كام جبّاران و گردن متكبّران « 4 » و گفتهاند كه : اين جواب اهل محشر دهند يا آنكس كه اين ندا كند از فرشتگان .
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 17 تا 21 ]
الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ ( 17 ) وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ ( 18 ) يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ ( 19 ) وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ( 20 ) أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ ( 21 )
هامش
( 1 ) در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « خوانند » .
( 2 ) در نسخهء كتابخانهء دانشگاه كمبريج : « آنچ » در همهء موارد « آنچه » در سراسر تفسير .
( 3 ) اين وجوه تسميه هر يكى اشاره بقولى است كه مفسرين ياد كردهاند ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 4 چاپ اول ص 514 ؛ س 18 ) : « و اين روز را براى آن روز تلاق خوانند كه اهل آسمان و زمين درو متلاقى شوند ؛ و اين قول قتاده و سدى و ابن زيدست ، و گفتند :
روزى كه مرد عمل خود بيند ، و گفتند : آن روز كه اوّلينان و آخرينان درو متلاقى شوند ، و گفتند : خصوم متلاقى شوند و گفتند : ظالم و مظلوم متلاقى شوند . و گفتند : عابد و معبود متلاقى شوند از آنان كه جز خداى را پرستيده باشند » .
( 4 ) نسخهء كمبريج : « جبّاران و گردنكشان و متكبران » .