تعالى را فرشتهايست نام او خرقيائيل « 1 » او را هژده هزار پر است از پرى تا پرى پانصد ساله راه ؛ بخاطر او بگذشت كه بالاى عرش چند باشد خداى تعالى پرهايش مضاعف كرد تا سى و شش هزار پر شد بدين صفت كه گفتيم آنگه خداى تعالى وى را گفت : بپر ، او بيست هزار سال مىپريد ؛ بماند ، خداى تعالى مدد قوّتش كرد تا سى هزار سال مىپريد گفت : بار خدايا چند پريدهام ؟ - و چند مانده است ؟ - حق تعالى گفت : هنوز يك قائمه از قوائم عرش نپريده و اگر تا نفخ صور مىپرى هنوز بيك قائمه از قوائم « 2 » عرش نرسى ، آن فرشته گفت : سبحان ربّى الاعلى و بحمده ، خداى تعالى رسول را فرمود كه : اين تسبيح در سجود بگوى .
و از صادق عليه السّلام روايت است كه : هيچ چيز از عرش خائفتر نباشد و از جملهء لغات و كلمات او اينست كه ميگويد : أعوذ باللّه من غضب اللّه ، و أعوذ باللّه من سخط اللّه ، و أعوذ باللّه من نقمة اللّه ، و أعوذ باللّه من كيد اللّه .
كعب الاحبار گفت كه : چون خداى تعالى عرش را بيافريد فرشتگان گفتند :
همانا كه از عرش هيچ بزرگتر نباشد خداى تعالى مارى بيافريد تا خويشتن را بر گرد عرش حلقه كرد و او را هفتاد هزار بال است ، بر هر بالى هفتاد هزار پرست ، بر هر پرى هفتاد هزار روى است ، بر هر روئى هفتاد هزار دهان است ، در هر دهانى هفتاد هزار زبان است ، از هر زبانى هر روز بعدد قطرههاى باران و برگ درختان و ريك بيابان و عدد ايّام دنيا و بعدد جملهء فرشتگان تسبيح براند ؛ او را گفت : گرد عرش درآى ، درآمد بيك نيمه و يك نيمهء ديگرش از عرش زيادت بود .
وهب منبّه گفت : گرد عرش « 3 » هفتاد هزار صف فرشتهاند صفى از پس صفى گرد عرش طواف ميكنند گروهى ميآيند و گروهى ميروند چون به يكديگر رسند تكبير و تهليل كنند و از پس ايشان هفتاد هزار صف ديگرند استاده و دستها بر گردن نهاده
هامش
( 1 ) كذا در نسخ اين تفسير و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « خرقائيل » .
( 2 ) در تفسير ابو الفتوح ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 510 ؛ س 28 ) : « قوائمهاى » .
( 3 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « گرد بر گرد عرش » و در نسخهء چاپى كلمهء « عرش » نيست ( ج 4 ؛ ص 511 ) .