الحمد للّه ، و اسرافيل بگوشهء ديگر آمد و گفت : لا إله الّا اللّه ، و عزرائيل بگوشهء ديگر آمد و گفت : اللّه اكبر ، و عرش را به آسانى برگرفتند و بر دوش حاملان عرش نهادند چون ثقل و گرانى عرش بايشان رسيد گفتند : لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم ، آن بار بر ايشان آسان شد . پس اى بنده ترا نيز چون دشوارى پيش آيد به اين كلمات التجا كن تا بر تو آسان گردد . عبد اللّه عبّاس از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد كه : تفكّروا فى المخلوق و لا تفكّروا فى الخالق ؛ در آفريدگار انديشه مكنيد در آفريده « 2 » انديشه كنيد كه خداى را فرشتهايست كه زاويهء از زواياى عرش بر دوش وى است پايهاى او از هفتم زمين گذشته و سر او از بالاى هفتم آسمان است و او از عظمت
هامش
- كرده است اينك نص عبارت تفسير ابو الفتوح را نسبت به اين خبر در اينجا به منظور كثرت فايده نقل ميكنيم و آن اين است ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 509 ؛ س 27 ) :
« در خبرست كه : چون خداى تعالى عرش را بيافريد چندان عدد كه جز او نداند فرشته بيافريد و گفت : عرش من برداريد اگر توانيد ؛ نتوانستند ، ايشان را مجدد مضاعف كرد و گفت :
عرش من برداريد اگر توانيد ؛ نتوانستند ؛ همچنين مضاعف ميكرد تا هفتاد بار با عدد ايشان برابر شد با عدد اهل آسمان و زمين و آنچه مخلوقات است چون نتوانستند چهار فرشته را گفت جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل كه عرش من برداريد و بر دوش حاملان عرش نهيد جبرئيل بيك گوشهء عرش آمد و گفت : سبحان اللّه ، و ميكائيل بديگر گوشه آمد و گفت : الحمد للّه و اسرافيل بديگر گوشه آمد و گفت : لا إله الا اللّه ، و عزرائيل بدگر گوشه آمد و گفت : اللّه اكبر ، و عرش به آسانى برگرفتند و بر دوش حاملان عرش نهادند چون ثقل و گرانى عرش بايشان رسيد ايشان گفتند : لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم ، آن بار برايشان آسان شد و در اينجا اشارتى است و آن آنست كه چون كارى سخت پيش تو آيد و بارى گران بر دل تو آيد به اين كلمات التجا كنى حق تعالى بفضل خود آن كار بر تو آسان كند و آنچه رنج بود از تو بردارد » .
( 2 ) در بعضى نسخ : « در آفريدگان » .