حقّ و هيبت او چنان شود كه كوچكترين مرغى جابر بن عبد اللّه « 1 » گفت كه : مرا دستورى دادهاند كه بازگويم از فرشتهء كه از جملهء حاملان عرش است كه از گوش تا بدوش او هفتصد ساله راه است .
اما صفت عرش
لقمان بن عامر از پدرش روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : خداى تعالى عرش را از جوهرى سبز آفريده است و او را هزار هزار و ششصد « 2 » هزار سر است ، و بر هر سرى هزار هزار و ششصد « 3 » هزار روى است ، هر روى چند « 4 » هزار هزار و ششصد « 5 » هزار بار دنياست « 6 » و بر هر روى وى هزار هزار و ششصد « 7 » هزار دهان است ، و در هر دهانى هزار هزار و ششصد هزار زبان است ، و بهر زبانى خداى را تسبيح ميكنند بهزار هزار و ششصد « 8 » هزار لغت ، بعدد هر لغتى از لغات عرش خداى را خلقى است كه به آن لغت خداى را تسبيح ميكنند .
صادق عليه السّلام روايت كرد از پدرانش كه : ميان قائمهء عرش تا بديگر قائمه چندان است كه مرغى سريع الخفقان « 9 » هشتاد هزار سال ميپرد تا بوى رسد « 10 » و خداى
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح گفته : « محمّد بن المنكدر گفت از جابر بن عبد اللّه ( تا آخر ) » .
( 2 ) در غالب نسخ اين تفسير در هر چهار مورد : « شصت » و در بعضى : « شش » و در نسخ خطى و چاپى ابو الفتوح ( ره ) كما فى المتن .
( 3 ) در غالب نسخ اين تفسير در هر چهار مورد : « شصت » و در بعضى : « شش » و در نسخ خطى و چاپى ابو الفتوح ( ره ) كما فى المتن .
( 4 ) در غالب نسخ اين تفسير در هر چهار مورد : « شصت » و در بعضى : « شش » و در نسخ خطى و چاپى ابو الفتوح ( ره ) كما فى المتن .
( 5 ) در غالب نسخ اين تفسير در هر چهار مورد : « شصت » و در بعضى : « شش » و در نسخ خطى و چاپى ابو الفتوح ( ره ) كما فى المتن .
( 6 ) در تفسير چاپى ابو الفتوح : « بار چند دنيا » و بنابراين نسخه اين « چند بمعنى » مطلق مقدار است فتبصر .
( 7 ) در غالب نسخ اين تفسير : « شصت » و در بعضى : « شش » و در ابو الفتوح كما فى المتن .
( 8 ) در غالب نسخ اين تفسير : « شصت » و در بعضى : « شش » و در ابو الفتوح كما فى المتن .
( 9 ) كذا در همهء نسخ اين تفسير و در بعضى نسخ خطى ابو الفتوح ليكن نسخهء چاپى ابو الفتوح ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 510 ؛ س 20 ) مانند بعضى نسخ خطى ديگر « سريع الطيران » و در كتب لغت گفتهاند : « خفق الطائر اى طار » .
( 10 ) مصنف ( ره ) اين حديث را نيز تلخيص كرده و مطالبى از آن اسقاط نموده از آن جمله در اينجا اين عبارت است « و عرش را هر روز هفتاد هزار لون از نور درپوشند كه هيچ خلق نتواند كه در او نظر كند و جملهء مخلوقات در جنب عرش چون حلقهايست در بيابانى » و نظر به آنكه مصنف ( ره ) تلخيص كرده ما مطابق تلخيص او متن را تصحيح كرديم هر كه طالب اصل حديث باشد بتفسير ابو الفتوح ( ره ) مراجعه كند .