تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
يزيد بن الاصم « 1 » گفت : مردى از جملهء معروفان اهل شام بوفاده پيش عمر خطّاب آمد روزى چند پيش وى مىبود آنگه روزى چند پيش وى نيامد گفت : فلان كجاست ؟ - گفتند : به شراب مشغول شده است فرمود تا پيش وى نوشتند
[ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ]
و نامه مهر كرد و گفت : برويد در وقتى كه مست نباشد بوى دهيد نامه را بوى دادند برخواند گفت : آيتى است در وعده بقبول توبه و غفران گناه و تهديد عقاب و آن را باز ميخواند تا دلش نرم شد و توبه كرد
[ ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ ]
جدال نكند و خصومت در آيات خداى تعالى و دفع كردن آن مگر كسانى كه كافر شدند
[ فَلا يَغْرُرْكَ ]
نبايد كه ترا فريفته گرداند وا گشتن « 2 » ايشان در شهرها براى مكاسب و تجارت كه مصير و بازگشت آن با زوال و فنا خواهد بود . ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : جدال در قرآن كفر باشد .

[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 5 تا 6 ]

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ( 5 ) وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ ( 6 ) پيش ازيشان قوم نوح نوح را تكذيب كردند و آن جماعت كه از پس ايشان بودند و مجتمع شدند بر مخالفت انبيا و بريشان بعداوت بيرون آمدند و هر يكى ازيشان قصد پيغمبر خود كردند تا وى را بگيرند و بكشند و با او مجادله و خصومت كردند بباطل تا حقّ را به آن باطل گردانند من ايشان را بگرفتم و هر يكى را بنوعى ديگر عذاب كردم اكنون بنگريد كه عذاب من چه گونه بود ايشان را
[ وَ كَذلِكَ ]
همچنين واجب شد و سزاوار گشت كلمهء خداى تو يعنى وعدهء او به عذاب و هلاك كافران و آنكه ايشان اهل عذاب و اصحاب دوزخ‌اند .
هامش
( 1 ) كذا در غالب نسخ و در نسخ خطى تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در نسخهء چاپى ( ج 4 ص 508 س 28 ) : « يزيد بن الاحمر » ترجمهء حالش در خلاصهء تذهيب الكمال خزرجى ( ص 370 ) مذكورست ( 2 ) كذا در نسخهء قديمى و ساير نسخ معتمده و در بعضى نسخ « گشتن » بدون « وا » در اول آن .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 194 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)